یاد آوری:
در قسمت ششم این یادداشت ها ضمن اشاره به انواع قانون شکنی ها، بد اخلاقی ها و ریخت و پاش های برخی از نامزدها در فرایند تبلیغات انتخاباتی، خاطر نشان کردیم که: مردم باید به نامزدهایی رأی بدهند که با چند قطعه عکس، یک بیوگرافی و رزومه کاری به صحنه بیایند و بی آن که حتی یک چای تلخ به کسی بدهند، در چند جلسه سخنرانی برنامه های خود را برای یک دوره چهار ساله نمایندگی به مردم تشریح و توضیح دهند…
دراین قسمت به چند نکته اساسی دیگر که باید در انتخاب نمایندگان خود، مد نظر قرار دهیم، به طور گذرا اشاره می کنیم:
۱- مجلس شورای اسلامی یکی از ارکان اصلی تصمیم گیری و ریل گذاری برای حرکت سایر قوا به ویژه قوه مجریه است؛ بنابراین باید کسانی را به این مجلس گسیل داریم که از تعهد، تخصص، توانمندی و روحیه لازم برای به دوش کشیدن این مسئولیتها برخوردار باشند و بتوانند با اتخاذ تصمیمات مهم و تصویب قوانین مفید از حقوق موکلین خود پاسداری کنند.
۲- باید سرنوشت خود را به دست کسانی بسپاریم که از روحیه درد آشنایی برخوردار باشند، مشکلات و نیازهای جامعه را به درستی تشخیص و با گوشت و پوست خود لمس کنند. بدیهی است، افرادی که از طبقات بالا و به عبارتی اقشار مرفه و بی درد جامعه برخاستهاند و طعم تلخ فقر و محرومیت را نچشیدهاند؛ نمیتوانند درد و رنجی را که اکثریت محروم جامعه تحمل میکنند، درک کنند و درفکر تامین رفاه و رفع مشکلات آنان باشد.
۳- باید دست رد بر سینه ی نامزدهایی بزنیم که وعده های ناممکن و ناشدنی: وعده هایی که نه در حیطه و حوزه وظایف و اختیارات و نه در توان یک نماینده است به مردم می دهند؛ دادن چنین وعده هایی نشانه آن است که آنان، یا به ظرفیتهای قانونی یک نماینده واقف نیستند و یا در عین وقوف، آشکارا دروغ می گویند.
۴- در انتخاب نمایندگان خود، تحت تاثیر احساسات، ملاحظات عاطفی، رابطه دوستی، فامیلی و خانوادگی قرار نگیریم و تنها ملاک ما در انتخاب، شایستگی و قابلیت آنان برای ایفای وظایف نمایندگی باشد.
۵- در فرایند تبلیغات رنگین و غوغای منازعات حریصانه نامزدها سر در گم نشویم و با باز کردن چشم و گوش خود به واقعیت ها، بد را از خوب صالح را از ناصالح و لایق را از نالایق تشخیص دهیم و از انتخاب بد و بدتر جدا بپرهیزیم.
۶-نزدیک شدن نامزدها به صاحبان ثروت و قدرت و سوء استفاده از نام و اعتبار برخی از شخصیت ها و افراد شاخص جامعه برای جمع آوری آراء مردم، نشانه بی ریشه بودن و خالی بودن آنان از محتوا است و چنین افرادی هرگز شایسته نمایندگی مردم نخواهند بود.
۷- به افرادی که به قصد تفاخر و کسب قدرت و شهرت نامزد شدهاند؛ نه به منظور ارائه خدمت و رفع مشکلات مردم، رای ندهیم
۸- مقهور تبلیغات و تلقینات دلالان سیاسی و کارچاق کن های حرفه ای که معمولاً در دوره های مختلف انتخابات، توسط برخی از نامزدها به منظور انحراف آرای مردم استخدام و به عبارت روشن تر اجیر میشوند، نشویم و اختیار انتخاب خود را به آنان ندهیم.
۹- در بسیاری از کشورها احزاب و تشکل های سیاسی باحضور در اجتماع و بررسی مشکلات و نیازمندیهای جامعه و دغدغههای مردم، افرادی را برای نمایندگی معرفی و پیشنهاد می کنند که شایستگی آن را دارند؛ اما از آنجا که تحزب، به معنای واقعی کلمه در کشور ما وجود ندارد باید توده مردم برای آگاهی از صلاحیت و شایستگی نامزدها به نخبگان و آگاهان صدیق و مورد اعتماد خود رجوع کنند.
۱۰- به خاطر داشته باشیم که اگر در انتخاب خود دچار اشتباه شویم باید ضررهای آن را حداقل در یک دوره چهار ساله تحمل کنیم. ادامه دارد
به قلم عباسعلی خسروداد
اشاره:
در قسمت پنجم این یادداشت ها نحوه فعالیت های تبلیغاتی نامزدها را یکی از معیارهای سنجش درجه پایبندی و التزام عملی آنان به قوانین و مقررات قلمداد کرده و خاطرنشان کردیم که اگر یک نامزد در فرایند تبلیغات انتخاباتی، تابع اضول و ملتزم به قانون نباشد، در صورت راهیابی به مجلس شورای اسلامی نیز به قوانین بی اعتنا بوده و تعهدی در قبال انجام وظایف و مسئولیتهای نمایندگی نخواهد داشت...
اکثریت قریب به اتفاق نامزدها در فرایند تبلیغات انتخاباتی، ادعا میکنند که انگیزه حضورشان در عرصه انتخابات، احساس تکلیف است و هدفی جزعمل به تکلیف و خدمت به خلق، ندارند. آنان همچنین خود را فردی قانونمند و پایبند به اخلاق و ارزشها معرفی میکنند و قول میدهند که در صورت راهیابی به مجلس، پا را از دایره عدل و انصاف فراتر نگذارند و تمام وقت و انرژی و دانش خود را در طول دوره نمایندگی در کانون دفاع از حق و صیانت از حقوق مردم قرار دهند؛ اما بر مصداق ضرب المثل معروف: " دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟! " به رغم همه ادعا ها و قسم و آیه ها، اغلب دم خروس واقعیت ها از زیر عبای رفتار و کردارشان بیرون می زند و مردم به این حقیقت پی می برند که: قسم حضرت عباس جز به هدف پنهان کاری و فریب مردم نبوده و فرد قسم خورده به هیچ وجه صادق و قابل اعتماد نیست.
همان طوری که اشاره کردیم بهترین ملاک و محک برای سنجش درجه پایبندی نامزدها به قانون نحوه تبلیغات آنان است. نامزدی که ماه ها قبل از موعد مقرر قانونی تبلیغات خود را شروع می کند در واقع عملاً به قانون دهن کجی می کند و اصول و ارزش ها را زیر پا می گذارد.
انواع بداخلاقیها در فرآیند تبلیغات انتخاباتی از جمله تخریب رقبا و هتک حرمت و حیثیت اجتماعی آنان و در مقابل پاک و منزه جلوه دادن خود، در کنار بذل و بخشش ها و ریخت و پاش های آنچنانی برای پیش خرید رای مردم، مبین بی تعهدی و نا صالح و نالایق بودن آنان است و این حرکات ها به منزله دم خروسی است که به رغم قسم خوردن به حضرت عباس، از زیر عبای ادعاهایشان بیرون میزند!
نامزدی که در فرآیند تبلیغات انتخاباتی سر کیسه را شل می کند و بخش قابل توجهی از دارایی خود را به این و آن می بخشد؛ چه هدفی را دنبال می کند؟! هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که فردی در ازای خدمت و رفتن به زیر بار سنگین مسئولیت، افزون بر صرف وقت و انرژی فراوان و تحمل زحمات طاقت فرسا، مبالغ قابل توجهی از جیب مبارک خود هزینه کند و چه بسا در اثر ریخت و پاش های نامتعارف و بی حساب و کتاب از هستی ساقط شود!
این هزینه ها اغلب چندین برابر حقوقی است که یک نماینده در طول یک دوره چهار ساله نمایندگی دریافت می کند؛ لذا این پرسش مطرح می شود که: این گروه از نامزدها بقیه پولی را که هزینه کرده اند از کجا و چگونه باید جبران کنند؟! طبیعی است که باید انواع زد و بند ها و سوء استفاده ها را تجربه کنند و از انواع رانت ها و معاملات نامشروع سود ببرد؛ تا بتوانند چندین برابر آن هزینهها را جبران کنند. آیا برای این قبیل نماینده ها وقتی باقی خواهد ماند تا به وظایف و مسئولیت های سنگین نمایندگی بپردازند و به مشکلات مردم رسیدگی کنند؟
بنابراین مردم باید به نامزدهایی رأی بدهند که با چند قطعه عکس، یک بیوگرافی و رزومه کاری به صحنه بیایند و با چند جلسه سخنرانی، برنامه های خود را برای یک دوره چهار ساله نمایندگی به مردم توضیح و تشریح کنند و از هرگونه هزینه و ریخت و پاش و شعار و وعده و وعید فریبکارانه بپرهیزند، حتی یک چای تلخ به کسی ندهند و بدون هرگونه مبالغه و حاشیه پردازی و دروغگویی، به معرفی خود و توانمندی های خود، بپردازند... ادامه دارد
به قلم عباسعلی خسروداد
اشاره:
در قسمت های گذشته ضمن اشاره به اهمیت نقش نمایندگان، در تصویب قوانین و نظارت بر اجرای قانون اساسی، بر ضرورت مطالعه دقیق، در پیشینه و کارنامه نامزدها تاکید ورزیدیم و مردم را از دادن رأی به نامزدهایی که توانمندی، تعهد و پایبندی خود را به قوانین و ارزش های اخلاقی و اجتماعی در عمل به اثبات نرسانیده باشند؛ برحذر داشتیم.
یکی از معیارهای سنجش پایبندی و التزام عملی به قوانین و ارزش های اخلاقی و اجتماعی نامزد ها نحوه تبلیغات انتخاباتی آنان در پروسه انتخابات است. به قول معروف " سالی که نکوست از بهارش پیداست. " اگر یک نامزد در فرایند تبلیغات، تابع اصول و ملتزم به قانون نباشد، در صورت راهیابی به مجلس شورای اسلامی نیز به قوانین بی اعتنا بوده و تعهدی به حفظ حقوق موکلینش نخواهد داشت.
هر چند تبلیغات لازمه انتخابات است و هر یک از نامزدها حق دارند با بهره مندی از فرصت فراهم شده برای تبلیغات، رزومه کاری و برنامه های آتی خود را برای مردم تشریح و توضیح دهند؛ اما هرگونه سوء استفاده از این فرصت، مردود بوده و برای مرتکبین، نمره منفی به ارمغان می آورد.
نامزدی که تبلیغات انتخاباتی خودرا به طو آشکار و نهان، هفته ها و بلکه ماه ها قبل از موعد مقرر قانونی شروع می کند، وعده های پوچ وناشدنی به مردم می دهد. آشکارا دروغ می گوید و با قلب واقعیت ها می کوشد خود را فردی مفید و مقید به قانون جلوه دهد؛ با چه تضمینی می تواند در جایگاه وکیل مردم از حقوق موکلین خود صیانت کند؟ و یا نامزدی که با یک وعده غذا، با یک هدیه کم ارزش و مبلغی ناچیز رأی مردم را به پشیزی پیش خرید می کند، چه هدفی را دنبال می کند؟ آیا این قبیل بذل و بخشش ها به مثابه سرمایه گذاری در یک طرح سود آور و سوء استفاده آشکار از آرای مردم نیست؟ فردی که در وضعیت عادی حاضر به سیر کردن شکم یک انسان گرسنه نیست؛ چرا در جریان انتخابات به هزینههای میلیاردی تن میدهد؟! و گاهی هست و نیست خود را در اشکال گوناگون، به این و آن می بخشد؟ و چه بسا وامدار دیگران می شود؟
تخریب رقبا با توسل به شایعه سازی وناتوان و نالایق جلوه دادن آنان و تهمت گرایش به انواع مفسده ها و حتی بی عفتی ها نیزاز دیگر تلاش های رایج، توسط برخی از نامزدها در فرایند تبلیغات انتخاباتی در دوره های گذشته بوده که همه ما شاهد و ناظر بودیم!
دامنه این تلاش ها بعضا حتی از مرزهای بداخلاقی های انتخاباتی فراتر رفته و تا مرحله صحنه سازی ها و سناریوپردازی های مضحک، برای القای روحیه درد آشنایی وادعای آگاهی از مشکلات مبتلا به جامعه با بوسیدن دست یک فرد زحمتکش و گرفتن عکس از این صحنه و به اشتراک گذاشتن آن در شبکههای اجتماعی گسترش می یابد!!
گرچه صفحات تاریخ مشحون از این قبیل حوادث است و بسیار دیده شده که وسوسه قدرت و حلاوت شهرت و ثروت افراد را از اوج عزت و بلندای مناعت طبع، به قعر زبونی و ذلت رهنمون شده است؛ اما آیا در شرایطی که شعار معروف و مصطلح " ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت " گوش هر ایرانی را می نوازد، این قبیل حرکت ها آن هم از سوی کسانی که باید دربزرگمنشی و بلند نظری الگو و سرمشق دیگران باشند؛ پذیرفتنی است؟ و مگر قدرت تا چه حد شیرین است که برخی برای قبضه کردن آن سر از پا نمی شناسند و حاضرند به خاطر آن به هر دستاویزی متوسل شوند؟! ادامه دارد
عباسعلی خسروداد
ادامه از قسمت سوم
اشاره:
در قسمت سوم این یادداشت ها ضمن تاکید بر ضرورت مطالعه دقیق و جامع، در پیشینه و کارنامه کاندیداها و کسب آگاهی های لازم از میزان تعهد و توانمندی آنان، برای ایفای وظایف و مسئولیت های نمایندگی، متذکر شدیم که مردم باید از دادن رأی به کاندیداهایی که برای شان ناشناخته بوده و نمی دانند از چه قابلیت هایی برخوردارهستند؛ بپرهیزند و به افرادی رای بدهند که مورد وثوق آنان بوده و شایستگی خود را در عمل به اثبات رسانیده باشند.
برخی از کاندیداها به رغم سالها دوری از زادگاه خود و اقامت طولانی مدت در غربت و در شرایطی که هیچ گونه آگاهی و اشراف به مشکلات و نیازهای حوزه انتخابیه و تحولاتی که در آن به وقوع پیوسته است ندارند؛ در بزنگاه انتخابات، به عرصه میآیند و با کاندید کردن خود، انتظار دارند که مردم صرفاً، به اعتبار بومی بودن شان، چشم و گوش بسته به آنان رأی بدهند!
این عده با این ادعا که در طول مدت اقامتشان درغربت، ارتباط خود را با زادگاه خود حفظ کرده و آنی از رخدادها و تحولات آن غافل نبوده اند؛ خود را واجد شرایط نمایندگی و یک سر و گردن برتر و بالاتر از کاندیداهایی می دانند که از بدو تولد در زادگاه خود اقامت گزیده اند و چه بسا منشاء خدمات ارزنده ای برای همشهریان خود بوده اند.
در دورهای گذشته دیدیم که افراد غیر بومی و از اهالی سایر شهرها در شرایطی که کوچکترین اطلاعی از وضعیت عمومی این شهر نداشتند؛ خود را از این حوزه کاندید کردند و با انواع ادعاها، شعارها و وعده های سر خرمن، مصر بودند که مردم به آنان رای بدهند! اینان حتی پا را از این هم فراترمی نهادند و در نهایت بی شرمی برای کاندیداهای بومی و شناخته شده پرونده سازی می کردند و با انواع ترفند ها می کوشیدند، آنان را از میدان به در کنند و خود جای آنان را بگیرند!
شاید در این دوره هم شاهد این قبیل پدیدهها باشیم؛ بنابر این باید هوشیار باشیم و با توجه به اینکه حتی یک رای اشتباه می تواند سرنوشت ما را عوض کند، آن را بدون مطالعه و شناخت کافی از کاندیداها در صندوقها نریزیم.
برای شناخت شایستگی و توانمندی نامزدها راه های زیادی وجود دارد. اگر خودمان بنا به عللی قادر به شناسائی آنان نبودیم، باید آگاهی های لازم را در این زمینه از افراد آگاه و در عین حال معتمد و مورد اطمینان خود کسب کنیم.
با عنایت به اینکه نامزد ها هفته ها و بلکه ماه ها قبل از هفته تبلیغات اعلام حضور می کنند؛ لذا فرصت کافی برای شناسایی آنان و پی بردن به نقاط قوت و ضعف شان داریم و می توانیم با یک مطالعه جامع و فراگیر، گزینه های مورد اطمینان خود را بشناسیم و به آنان رای بدهیم.
باید در نظر داشته باشیم که انتخاب کورکورانه و یا "بد و بدتر!" در شان یک انسان بالغ و عاقل نیست و در این خصوص به قول معروف: "نباید بی گدار به آب بزنیم." همانطور که قبلا هم اشاره کرده ام نماینده، کالا نیست که آنرا در صورت نا مرغوب و یا تقلبی بودن عوض کنیم؛ لذا باید در هنگامه انتخابات، چشم و گوش خودرا به واقعیت ها باز کنیم و در انتخاب نماینده خود، نهایت دقت و مراقبت را به کار بندیم. ادامه دارد
عباسعلی خسروداد
ادامه از قسمت دوم
اشاره:
در دو قسمت گذشته ضمن باز کاوی اصولی چند از قانون اساسی و باز نمایی جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی در این قانون، خاطرنشان کردیم که: به لحاظ اهمیت نقش نمایندگان در انواع تصمیم گیری ها، وضع قوانین و نظارت در کار مجریان، هر کم مایه ای نمیتواند رسالت سنگین نمایندگی مردم در خانه ملت را بردوش بکشد؛ بنابراین باید افرادی را به نمایندگی خود برگزینیم که از توانایی های لازم برای ایفای وظایف نمایندگی و صیانت از حقوق مردم برخوردار بوده و بتوانند پاسخگوی مطالبات به حق موکلین خود در طول دوره نمایندگی باشند و بالاخره این پرسش را مطرح کردیم که: چگونه می توانیم این ویژگی ها را در نامزدها کشف و از میان آنان بهترین ها را انتخاب کنیم؟...
با یک مثال ساده به این پرسش پاسخ می دهیم. فرض کنیم می خواهیم یک کالا مثلاً: یک یخچال یا یک لباس شویی بخریم. برای این کار به چند مغازه یا فروشگاه سرک می کشیم. درباره مشخصات، از جمله: طرز کار، کیفیت و قیمت کالای مورد نظر از فروشندگان، پرس و جو میکنیم. مارک ها، برند ها و قیمت ها را با یکدیگر مقایسه می کنیم. گاهی به اطلاعاتی که فروشندگان درباره کالای مورد بحث، در اختیارمان قرار داده اند، بسنده نمی کنیم و برای حصول اطمینان از صحت و سقم آن ها، از دوستان و بستگان خود نیز در این زمینه اطلاعاتی کسب می کنیم و پس از یک سری بررسی و مطالعه عمیق و دقیق بالاخره اقدام به خرید آن کالا می کنیم.
باید در نظر داشته باشیم که اگر کالای خریداری شده نا مرغوب از آب درآمد، میتوانیم با تحمل اندکی ضرر و زیان، آن را با یک وسیله مرغوبتر عوض کنیم؛ اما آیا اگر درانتخاب نماینده اشتباه کنیم، میتوانیم آن را حتی با تحمل هزینه ای کلان، عوض کنیم؟ البته که پاسخ منفی است؛ زیرا نماینده کالا نیست که هر وقت خواستیم آن را عوض کنیم؛ بلکه ناچاریم وی را ۴ سال با تمام عیب ها، ناتوانی ها، ندانم کاری ها و احتمالا ناپاکیهایش تحمل کنیم و پی مشکلاتی را که با تصمیم ها، اقدامات و مصوبه هایش برای ما ایجاد کرده و می کند به تن خود بمالیم.
نماینده ای که با تصمیم غلط و رای اشتباه ما به مجلس راه می یابد، چه بسا ممکن است نه تنها سرنوشت کسانی را که به وی رای دادهاند، بلکه سرنوشت ملتی را عوض کند و ضربات مهلکی را بر پیکر جامعه وارد سازد؛ بنابراین همانطور که در خرید یک کالا، روزها و بلکه هفته ها مطالعه می کنیم و دقت عمل به خرج می دهیم تا کلاه سرمان نرود و کالای نا مرغوب نصیب مان نشود؛ باید هزار برابر آن را در انتخاب نمایندگان خود به کار ببندیم و در نظر داشته باشیم که کوچکترین اشتباه در این انتخاب برای ما پشیمانی ابدی به بار خواهد آورد. ادامه دارد
عباسعلی خسروداد