برخی از مدیران، وقتی جنبه های مثبت عملکرد شان را مورد تأیید قرار می دهی و زبان به تعریف و تمجید شان می گشایی، حتی یک بار ک ا... هم به آدم نمی گویند؛ اما اگر بخواهی یکی از اشتباهات و نقاط ضعف آنان را زیر سئوال ببری و یا از آنان درباره مسائل مختلف حوزه مسئولیت شان توضیح بخواهی، با این تصور که هدف از طرح این مسایل تخریب شخصیت یا تضعیف موقعیت اداری آنان است؛ ضمن ارسال جوابیه های مفصل و تند و تیز و آمیخته به تهدید و توبیخ، پرونده ات را که تا دیروز در بایگانی را کد خاک می خورد، بیرون می کشند؛ تا بلکه بتوانند نقطه ضعفی و سوء سابقه ای برایت دست و پا کنند و به قول معروف پته ات را بریزند روی آب و چنان آشی برایت بپزند که به قول معروف: یک وجب روغن رویش ایستاده باشد...
و در همین راستا شروع می کنند به پرونده سازی و اتهام افکنی با عناوین مجرمانه ازجمله: نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، تهمت و افترا، توهین و اهانت ... و بالاخره تقاضای اشد مجازات، به قصد یک گوشمالی جانانه و ... تا تو باشی که دگر ...!
بله، این دوستان که خودشان را بری از عیب می دانند و عملکردشان را عاری از هرگونه ایراد و اشکال، واصلاً انتظار ندارند کسی به آنان بگوید: «بالای چشمتان ابروست!» با این توهم که منتقدان آنان دربست مغرضند و هدفی جز تخطئه و تخریبشان ندارند، نهایت تلاش خود را به کار می گیرند تا بلکه قلم فضولِ آنان را بشکنند و فارغ ازهر گونه تعارضی در برج عاج خود بنشینند و به یکه تازی های خود درعرصه های قدرت بلامنازع ادامه دهند، خود ببرند، خود بدوزند و خود تصمیم بگیرند...!
این عده گویی نمی خواهند بپذیرند که این پستها و میزها و اختیارات، به رسم امانت به آنان سپرده شده است و مردم به عنوان صاحبان اصلی کشور، در همه حال حق دارند از برگزیدگان و خدمتگزاران خود در موارد گوناگون، ازجمله: چگونگی عملکردها، میزان و بیلان دخل و خرجها، نحوه تصمیم گیریها و ریز برنامه هایشان پرسشهایی مطرح کنند و آنان را در صورت مشاهده هر گونه اشتباه یا انحراف از وظایف و مسئولیت های قانونی خود مورد بازخواست قرار دهند!
موضع گیری های اغلب، قهر آمیز مدیران در قبال انتقادات اهالی رسانه که در واقع از زبان مردم مطرح می شوند، ضمن مغایرت با موازین قانونی و اخلاقی بدون شک زمینه ساز جو بی اعتمادی و بدبینی در مردم بوده و تداوم این روند، موجبات گسستگی پیوند میان مردم و مسئولان را فراهم خواهد ساخت. مدیران صادق و مردمی، با انتقادها با سعه صدر و گشاده رویی برخورد می کنند و از هیچ نقدی ولو مغرضانه و ناروا برآشفته نمی شوند.
در پایان این یادداشت، همه مسئولان را در هر درجه و منزلت اداری و اجتماعی به همگرایی و تعامل با رسانه ها فراخوانده و از آنان انتظار داریم، ضمن حفظ و تقویت میثاق های مردمی خود، انتقادها و پیشنهادهای خبرنگاران و اهالی رسانه را که صدا البته به نیت خیر خواهی، اصلاح امور و رفع مشکلات و تنگناها ارایه می دهند، در فضایی آکنده از تفاهم و تواضع پذیرا باشند و حتی به انتقادهای بی ربط و مغرضانه با ارائه دلایلی قانع کننده پاسخی منا سب بدهند. همچنین از منتقدان انتظار می رود در بررسی و نقد مسائل، ضمن حفظ حرمت و کرامت انسانی نقد شوندگان پا را از دایره عدل و انصاف فراتر ننهند و با تحلیل دقیق، صحیح و منصفانه واقعیتها، از هر گونه غرض ورزی و اعمال نظر شخصی در حق اشخاص جداً بپرهیزند.
گویی طراحان و مجریان پروژه ی احداث مجتمع تجاری در اطراف و محدوده ی حریم قانونی برج های کبود و مدور مراغه، عزم خود را جزم کرده اند تا با نادیده گرفتن هشدار های کارشناسان درباره ی ممنوعیت این گونه ساخت و ساز ها ، در فاصله ای اندک از آثار و ابنیه ی تاریخی و بدون توجه به اعتراضات مکرر اقشار مردم و انجمن های حامی میراث های فرهنگی و انعکاس گسترده ی آن در مطبوعات سراسری و محلی و ... همچنان به ساخت و ساز های غیر قانونی و غیر کارشناسی در این محدوده و محصور کردن این برج ها درورای حصارهای رفیع، ادامه دهند ؛ حتی اگر به قول خبرنگار روزنامه ی جام جم این روند به تخریب تاریخ مراغه منجر شود.
خوانندگان این سطور لابد به خاطر دارندکه برخی از مسئولان در سال های گذشته ، با نوید اجرای پروژه ی آزاد سازی این دو اثر برجسته ی تاریخی، از ورای سازه های قدیمی ، از این پروژه به عنوان یک دستاورد بزرگ و یک هدیه ی ارزنده برای مردم ، یاد کردند و ضمن تاکید بر مزیت های استثنائی آن، وعده دادند : با تملک و تخریب واحد های مسکونی و تجاری اطراف برج ها تا شعاع چند صد متری و ایجاد فضای باز و حداکثر تاسیسات کم ارتفاع با کاربری فرهنگی در این مکان ، برای استفاده ی گردشگران داخلی و خارجی، این آثار را که سال های متمادی در میان حصار ها و ساز های قدیمی محبوس بودند ، آزاد ساخته و در معرض دید عموم قرار دهند. آنان حتی وعده کردند : ساختمان بانک ملی و شماری از مغازه های خیابان خواجه نصیر جنوبی را تخریب کنند، تا برج ها از چهار طرف قابل رویت باشند.
این وعده ها در ابتدا موجی از شادی و شعف در شهروندان فرهیخته و فرهنگ دوست مراغه ای ایجاد کرد و آنان را به اجرای پروژه ای امیدوار ساخت که از سال ها پیش به ضرورت آن تاکید می ورزیدند و با استفاده ی از هر فرصتی از مسئولان خود می خواستند، پروژه ی مورد نظر را صرفا با کاربری فضای باز و با رعایت کلیه ی اصول و معیاری مرتبط با میراث های فرهنگی و هماهنگی های لازم با کارشناسان ذیربط به مرحله ی اجرا و عمل در آورند. مردم مراغه با آگاهی از اهمیت و ارزش تاریخی برج های دوقلو و این که این دو اثر باز مانده از دوره ی ایلخانیان که در سال 1310 جزو اولین گروه آثارتاریخی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و برای آن ها حداقل 75 متر حریم قانونی معین شده است ؛ همواره مراقب بودند که مبادا در اجرای پروژه ی مورد بحث انحراف یا اشتباهی رخ دهد و در اثر بی مبالاتی مجریان پروژه گزندی به این آثار برسد ؛کما این که در سال 82 شماری از اقشار مردم این شهر با اطلاع از واگذاری بخشی از محوطه ی برج ها به یک موسسه ی قرض الحسنه ، با تجمع در محل و اعتراض شدید به این حرکت ، اتخاذ کنندگان این رویکرد را از تصمیم خود منصرف نمودند ؛ اما دیری نپایید که شرکت عمران - بهسازی مراغه با مشارکت شهرداری این شهر، به بهانه ی اجرای پروژه ی آزاد سازی برج های دو قلو، با تملک دو باب مدرسه ی فعال قدیمی در دو سوی برج ها و تصرف بخش هایی از محوطه ی مسجد شهدا که همگی از املاک موقوفه بوده و بر اساس فتاوی مراجع عظام ، هرگونه دخل و تصرف و نقل و انتقال در آن ها شرعا حرام است؛ اقدام به ساخت مجتمع تجاری «در سه طبقه» در محدوده ی حریم این آثار نموده و فاز اول آن را در میان اعتراضات گسترده ی مردم و انجمن های حامی میراث های فرهنگی به پایان رسانیدند و اکنون باتخریب مدرسه ی توحید زنگ شروع فاز دوم را با به کارگیری ماشین آلات سنگین در چند قدمی این دو اثر تاریخی به صدا در آورده اند. تا قدیمی ترین و ارزنده ترین آثار تاریخی این شهر را بیش از پیش در واری حصارهای حصین و توده ها یی از آهن و آجر و سیمان محبوس کنند و از این طریق به سودی سرشار دست یابید . لازم به یاد آوریست که آیت ا... آقای حاج شیخ علی ارومیان در مورخه ی 29/5/1385 طی نامه ای به رئیس اداره ی اوقاف و امور خیریه ی مراغه، با اشاره ی به تحرکات ساختمانی در بخشی از محوطه ی مسجد شهدا «به طول مسجد و عرض 8 متر » این اقدام را تصرف عدوانی و از مصادیق محاربه ی با خدا ، مسلمانان و نظر واقف دانسته و ایشان را موظف به باز پس گیری این بخش و الحاق آن به مسجد نموده است ... مسأله ی قابل تأمل و بلکه سئوال برانگیز در این رویداد تأسف بار؛ بی تفاوتی و سکوت طولانی مسئولان ذیربط در قبال تداوم تخلفات و انحرافات فوق الذکر است. متأسفانه شماری از مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که تا دیروز مدعی بودند: در صورت مشاهده ی هر گونه تخلف یا انحراف در اجرای پروژه ی آزاد سازی برج های دو قلوی مراغه ، با آن به شدت برخورد خواهند کرد ؛ امروز به رغم مشاهده ی تداوم این تخلفات، آشکارا سکوت می کنند و کوچک ترین عکس العملی در این زمینه از خود نشان نمی دهند! سازمان های مردم نهاد و انجمن های مدافع میراث های فرهنگی ، از جمله: انجمن مفاخر معماری ایران نیز با وجود و عده ی برخورد قانونی با تحرکات ساختمانی در چند قدمی برج های دو قلو اکنون با وجود تداوم این تحرکات ، ناباورانه سکوت اختیار نموده اند. همچنین فرماندار محترم مراغه که بارها مخالفت خود را با احداث مجتمع تجاری در چند قدمی آثار تاریخی مراغه اعلام نموده اند. اکنون محبوس شدن این آثار را در حصار سازه ها به تماشا نشسته اند و در این مورد اقدام بازدارنده ای به عمل نمی آورند. مسئولان نظارتی اعم از نماینده ی محترم مردم در مجلس شورای اسلامی و اعضای محترم شورای شهر نیز که مسئولیت نظارت بر اجرای مصوبات و صیانت از سرمایه های عمومی را به عهده دارند، با تأسی از سایر مسئولان ، در قبال این رویداد مهم ، موضع بی طرفی اتخاذ نموده اند و اجازه می دهند : اجرای پروژه ای که تحت عنوان و با هدف آزاد سازی برج های دوقلو، از قید سازه های قدیمی و ایجاد فضای باز در اطراف آن ها به تصویب رسیده است. این چنین به انحراف کشیده شود و مسببین آن با ترجیح منافع شخصی به مصالح عمومی، آثار ارزشمند تاریخی ما را مورد تاخت و تاز و در معرض آسیب های جدی قرار دهند...
اینک با طرح این پرسش که دلیل سکوت مسئولان ذیربط در قبال تخلفات و بلکه جرایم مورد اشاره که هر یک در نوع خود مصداق بارز قانون شکنی و سرپیچی از مقررات بوده و قابل پی گیری در مراجع و محاکم قضائی است ، چیست؟ از کلیه ی مسئولان اجرایی و نظارتی ، انجمن های مدافع میراث های فرهنگی و دلسوزان و علاقمندان به آثار و ابنیه ی تاریخی در سراسر کشور برای چندمین بار، در جهت جلوگیری از تداوم ساخت و سازها در اطراف و محدوده ی حریم قانونی برج های کبود و مدور مراغه و آسیب های ناشی از آن و در یک کلام نجات تاریخ مراغه از خطر نابودی استمداد می طلبیم . باید بخاطر داشته باشیم که امکان بازگشت به دوره ی ایلخانیان و ایجاد دوباره ی این برج ها در جای دیگر حتی در تصور نمی گنجد.
اشاره :
در حکومت های مردم سالار قدرت حکومت از مردم ناشی می شود و نظارت بر عملکرد دولتمردان یک وظیفه ی همگانی است.
در کشور ما این نظارت ، هم به طور مستقیم و هم غیر مستقیم و به واسطه ی نمایندگان و برگزیدگان مردم اعمال می شود . بر اساس مندرجات اصل هشتم قانون اساسی : دعوت به خیر ، امر به معروف و نهی از منکر ، وظیفه ی همگانی و متقابل بر عهده مردم ، نسبت به یک دیگر ، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است. بنا براین مردم در اغلب موارد می توانند به طور مستقیم در کار دولت نظارت کنند و نظارت غیر مستقیم از طریق نهادهای نظارتی ، از جمله مجلس شواری اسلامی انجام گیرد.
نظارت بر اجرای قوانین و عملکرد مسئولان در ابعاد ملی و منطقه ای جزء وظایف قانونی نمایندگان است. نمایندگان در بعد ملی می توانند در صورت مشاهده ی هر گونه انحراف، اشتباه و یا تعلل در کار ورزا و رییس جمهور ، آنان را با طرح سؤال و در صورت لزوم استیضاح، به پاسخ گویی وادار کنند و حتی با صدور رای عدم اعتماد، مقدمات عزل آنان را فراهم سازند . در بعد منطقه ای نیز نمایندگان موظفند عملکرد مدیران دستگاه های اداری را به دقت تحت نظر بگیرند و در صورت مشاهده ی تحلف یا ضعف در اداره ی سازمان، آنان را مورد مؤاخذه و باز خواست قرار دهند.
ضمنا مردم می توانند با مراجعه ی مستقیم به دیوان عدالت اداری ابطال آیین نامه های مغایر با قانون و مجازات کارکنان متخلف را در خواست کنند...
با ذکر این مقدمه باید اذعان کرد که اکثریت قریب به اتفاق مردم و نمایندگان آنان در دوره های گذشته به وظیفه ی نظارتی خود (امر به معروف و نهی از منکر) به درستی عمل نکرده و مسئولان را با وجود همه ی کم کاری ها و بی مسئولیتی ها به حال خود رها کرده اند.
فقدان نظارت دقیق و صحیح در کار مدیران و نبود یک نظام ارزش گذاری برای ارزیابی کارنامه ی خدمتی آنان ، موجب رواج پدیده ی کم کاری و روز مرگی در اکثر ادارات شده و بیشتر مدیران در اثر دوری از دایره ی کنترل و نظارت انگیزه و تمایلی برای جنبش و حرکت به جلو و ارایه ی برنامه و استراتژی مدون برای نیل به اهداف توسعه نداشته و بر مصداق مثل معروف املای نانوشته غلط ندارد ؛ دوره ی تصدی خود را به دور از هر گونه آزمون و خطا و بدون احساس مسئولیت سپری می کنند.
چنانچه به طور ساده مدیریت را علم هم آهنگی و هدایت کوشش ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده ی بهینه از منابع و ظرفیت ها برای نیل به اهداف معیین بدانیم و ملاک های یک مدیر شایسته و کار آمد را علاوه بر دانش مدیریت به ترتیب: تخصص ، تعهد ،دلسوزی و توانمندی بدانیم ، به وضوح در خواهیم یافت که شرط شایسته سالاری در اغلب مدیران این شهر رعایت نشده و به عبارتی کار به کاردان سپره نشده است.
از آن جا که بار اصلی توسعه در بیشتر زمینه ها بر دوش دستگاه های اداری نهاده شده و مدیران در این زمینه مسئولیت های سنگینی بر عهده دارند ؛ لذا هر گونه آشفتگی و نابسامانی در نظام اداری، مردم را با مشکلات ملموسی مواجه نموده و ازسرعت توسعه ی منظقه خواهد کاست. کما این که سال هاست این کندی و بلکه سکون و چه بساسیر قهقرانی را در کلیه شئون زندگی خود احساس می کنیم و اثرات سوء آن را به رای العین می بینیم.
اکنون اغلب ادارات ما فاقد یک برنامه ی مدون و استراتژی مشحص برای استفاده ی صحیح و اصولی از پتانسیل ها و نیل به اهداف توسعه ی پایدارهستند و کسی نیست که از آنها بپرسد: پس فلسفه ی وجود ی یک اداره و یک تشکیلات عریض و طویل، با آن همه پرسنل و تجهیزات و هزینه و آن همه ادعا و بادو بروت چیست؟ و خروجی آن طی ماه ها و بلکه سال های متمادی کدام است؟ در این مدت چه گرهی از کار فرو بسته ی مردم گشوده و چه گلی بر سر آن ها زده است؟ برای تبدیل پتانسیل های بالقوه به بالفعل چه کرده است؟ برای ایجاد انواع زیر ساخت ها و بستر های توسعه متناسب با حوزه ی مسئولیت خود چه تدبیری اندیشیده است؟ برای رفع مشکلات صنفی کشاورزان، صنعت گران ، بازاریان و سایر صنوف و اقشار چه برنامه ای دارد؟ برای احیای صنعت محتضر و در شرف مرگ گردشگری چه اقداماتی انجام داده است؟ کدامین طرح اساسی و زیر بنایی را به مرحله ی اجرا و عمل در آورده است؟ کدامین سرمایه گذار بزرگ را برای سرمایه گذاری در این شهر جلب نموده است؟ چند فرصت شغلی برای جوانان جویای کار ایجاد نموده است؟ چرا در یک شهرستان 250 هزار نفری با جمعیت فعال حدود 86 هزار نفری ، نزدیک به 12 هزار تقاضا برای استخدام و نزدیک به دو برابر آن آمار غیر رسمی وجود دارد؟ چرا از 82 واحد واگذار شده در شهرک به اصطلاح صنعتی مراغه فقط 22 واحد موفق به اخذ پروانه و تنها 17 واحد در حال فعالیت اند و اکثریت قریب به اتفاق این 17 واحد هم با انواع مشکلات و نارسایی ها دست به گریبانند؟ چرا پروژه ی احداث یک جاده 90 کیلومتری که اینک به قتلگاه انسان های بی گناه تبدیل شده ، با وجود تصویب بودجه برای آن تا کنون به مرحله ی اجرا در نیامده است؟ چرا در شهری که یکی از محورهای توسعه ی آن کشاورزی است حتی به تعداد انگشتان یک دست، صنایع تبدیلی از قبیل کمپوت سازی ، کارخانه ی رب گوجه فرنگی ، لواشک سازی ،تولید آب میوه و بسته بندی خشکبار و حبوبات وجود ندارد؟ چرا از 99 مصوبه ی سفر های سه گانه ی استانی رییس جمهور وقت و هیئت دولت به استان هنوز چندین مصوبه که مهم ترین آن ها نیروگاه 1000 مگا واتی است بلا اقدام باقی مانده است؟ چرا پس از گذشت نزدیک به 5 سال از تاریخ ارتقای سطح مدیریتی مراغه به فرمانداری ویژه هنوز آیین نامه ی اجرایی و اختیارات قانونی آن به این شهر ابلاغ نشده و تنها فرق آن با شهر های غیر ویژه عناوینی است که برخی از مسئولان به آن مفتخر گردیده اند؟! چرا در این شهر بسیاری از مسایل در مرحله ی شعار و وعده و وعید باقی می مانند و هرگز به مرحله ی عمل نمی رسند؟ کجاست آن مراغه ی شماره یک که تکیه کلام برخی از مسئولان بود؟ کجاست آن افق های پنجگانه که در هر مجلس و محفلی به خورد مردم داده می شد؟ به کجا رسید کار آن منطقه ی ویژه ی اقتصادی که مراغه را به اوج توسعه و تعالی رهنمون می شد؟ چه شد آن زیر ساخت هایی که مراغه را چند گام به افق های توسعه نزدیک تر می کرد؟و...
اکنون به هر حال وبه هر تقدیر ، مراغه با وجود پیشینه و قدمت و تاریخ و فرهنگ و مشاهیرو میراث ها و آثار و ظرفیت ها و شایستگی هایش ، در اثر کم کاری و بی مسئولیتی و روزمرگی اکثر مسئولانش سال هاست روی توسعه ( به مفهوم واقعی کلمه) به خود ندیده و از جایگاه واقعی خود فرسنگ ها فاصله گرفته است. و این عقب ماندگی نتیجه و حاصل نبود یک نظارت صحیح و دقیق در کار مسئولان و فقدان جنبش و حرکت مثبت و متعالی در آنانست.
لذا از حاج مهدی داوتگری نماینده ی مردم مراغه ـ عجب شیر در مجلس شواری اسلامی، انتظار داریم با استفاده ی اصولی از اهرم های نظارتی خود ادارات مارا متحول شازند و با پیشنهاد مدیران شایسته ، دلسوز و مسئولیت پذیر برای تصدی امور ادارات به وعده های خود درباره ی تحقق امر شایسته سالاری جامه ی عمل بپوشانند.
در قسمت اول این نوشتار ضمن تبیین وضعیت نابسامان مناطق حاشیه ای و مستضعف نشین مراغه وعده کردیم: نارسایی های موجود در این مناطق را در دو بخش جداگانه به اطلاع برسانیم.
در این قسمت با ذکر علل وجودی این نارسایی ها به چند مورد اساسی اشاره می کنیم و هریک را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار می دهیم:
بخش اول این نارسایی ها عموما ساختاری هستند که در اثر ساخت و سازهای اغلب بی رویه و به دور از کنترل و نظارت قانونی مسئولان ذیربط در مناطق مورد بحث به وجود آمده اند. این گونه ساخت و سازها بدون هیچ گونه آینده نگری و ملاحظات کارشناسی. از سال های اولیه ی انقلاب تا کنون توسط شماری از اقشار کم درآمد و فاقد مسکن به ویژه روستاییان مهاجر در مناطق مذکور انجام گرفته و متأسفانه علیرغم ایجاد مشکلات روزافزون برای ساکنین هنوز هم ادامه دارد.
اهم نارسایی ها و نابسامانی های موجود در این بخش را که غالباً در اثر عدم رعایت اصول ایمنی، موازین شهرسازی، ملاحظات کارشناسی و امکانات زیستی و رفاهی در اساس ساخت و سازها ایجاد شده اند، می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
1- غیرمقاوم بودن ساختمان ها در مقابل زلزله حتی در کمترین درجه ریشتری، 2- آسیب پذیر بودن مناطق در مقابل سیلاب های حاصل از بارندگی ها، 3- کمبود فضای سرانه به نسبت جمعیت ساکن، 4- کم عرض بودن معابر و گذرگاه ها... بدیهی است که رفع مشکلات فوق در شرایط حاضر و در کوتاه مدت به هیچ وجه امکان پذیر نبوده و لازمست مسئولان ذیربط با انجام مطالعات کارشناسی در طول زمان در جهت ایجاد تحولات زیربنایی در ساختار مناطق مورد اشاره اقدام و به هرطریق ممکن مصونیت ساکنین این مناطق را در مقابل خطراتی که هرلحظه در کمین آنهاست تأمین نمایند. البته تحقق این مهم «بعنوان شرط اصلی» به همت و مشارکت فعال و آگاهانه ی شماری از شهروندان خیر و فداکار مراغه ای بستگی دارد و باید با اجرای یک طرح ضربتی در این مورد اقدام شود، جزئیات این طرح در صورت نیاز توسط نگارنده ارائه خواهد شد.
بخش دوم شامل مشکلات و نارسایی هایی است که عمدتاً در اثر بی توجهی و سهل انگاری متولین امورشهری به وجود آمده است و با هیچ عذو بهانه ای قابل توجیه نیستند.
در اینجا به چند مورد اساسی از مشکلات موجود در این بخش اشاره می کنیم و از کلیه ی مسئولان و دست اندرکاران امور بویژه نماینده ی محترم مراغه در مجلس شورای اسلامی، فرماندار و شهردار محترم، اعضای محترم شورای اسلامی شهر و مردم خیر و نوع دوست مراغه درخواست می شود: در وهله ی اول به عنوان یک مسئول متعهد و دلسوز و در وهله ی دوم درجایگاه یک انسان نوع دوست و یک هم نوع از این مناطق دیداری داشته باشند و با مشاهده مشکلات مورد اشاره از نزدیک و لمس نابسامانی ها، فکری بحال این مردم زحمتکش و در عین حال محروم و مستضعف بکنند و برای رفع مشکلات آنان چاره ای بیندیشند و در نهایت طرح ها و پیشنهادات خود را برای سامان بخشی به مناطق مورد بحث ارایه دهند و اجر خود را از خداوند بگیرند.
و اما مشکلات و نارسائی های بخش دوم: 1- عدم وجود فاضلاب شهری در برخی مناطق بویژه مکائیل آباد و سرازیر شدن فاضلاب منازل به شوارع و معابر عمومی به عنوان یک مشکل اساسی و حساس و قابل ملاحظه. این مشکل علیرغم درخواست های مکرر و مداوم ساکنین طی چندین سال همچنان لاینحل باقی مانده و احدی در این مورد احساس مسئولیت نمی کند. بدیهی است تدوام این وضعیت سلامت و بهداشت عمومی را شدیداً به مخاطره می اندازد... ادامه دارد
اشاره:
همان گونه که برخی از خوانند گان محترم مطلعند: چندی پیش طی چند مقاله ی مسلسل و مفصل در همین نشریه با یکی از مقامات بلند پایه ی شهری درباره ی برخی مسایل دو کلمه حرف حساب زدیم و ضمن بازکاوی و بازگویی برخی مشکلات از محضر ایشان استدعای عاجزانه نمودیم که در صورت فراغت از برخی جلسات و برخی همایش ها، به منظوراطلاع از برخی مسایل، برخی مواقع، برخی مقالات را بخوانند و به برخی از آن ها پاسخ دهند. اما از آنجا که مطلع شدیم که این مقام محترم بنا به برخی علل و برخی دلایل هنوز نتوانسته اند برخی مقالات را بخوانند،از برخی مسایل مطلع شوند و به برخی ازآن ها پاسخ دهند؛ لذا ما هم تصمیمات قاطعانه گرفتیم که دوباره درباره ی برخی مسائل باایشان به گفتوگو بپردازیم تا بلکه برخی واقعیت ها برای برخی از خوانندگان روشن شود. اینک این برخی از شما و این هم برخی از گفت وگوها:
و و و و... و بالاخره این که مردم به هزار و یک درد بی درمان دچار می شدند که مگو و مپرس. حالا شیرفهم شد؟