در پی گشایش یک ستون آزاد در یکی از صفحات نشریه ی وزین رصد، تحت عنوان:« اگر شما خبرنگار یا دست به قلم بودید.در این ستون چه می نوشتید؟» برخی از شهروندان، با ارسال مطالبی،نظرات خود را درباره ی مسائل مختلف شهر ارائه می دهند که گاهی نکات قابل توجهی در آنها به چشم میخورد. نکاتی که به اعتقاد نگارنده نباید بی تفاوت از کنار آنها گذشت و به آنها بهای لازم را نداد.
برای نمونه یکی از خوانندگان، طی نوشته ای در شماره ی 1666 یکم آبان ماه این نشریه، ضمن اعلام دیدگاه های خود در زمینۀ بهبود وضع فعلی شهر، پیشنهاد نموده است که هر ماه یک همایش با موضوع توسعه ی فرهنگی و عمرانی در این شهر برگزار شود و در آن از اقشار مردم، به ویژه کارشناسان دعوت به عمل آید تا راهکارهای پیشبرد اهداف مورد نظر را بررسی و جهت تصمیم گیری به دبیرخانه ی همایش ارایه دهند. که پیشنهاد بسیار خوب و بجایی است.
لازم به ذکر است که در سال 1379 همایشی تحت عنوان: اولین همایش متخصصین، مهندسین و صاحب نظران شهر تاریخی مراغه، به همت شهرداری این شهر و با شرکت اقشار فوق برگزار شد. در این همایش که نگارنده نیز در آن شرکت داشتم و یکی از سخنرانان آن بودم شرکت کنندگان، نظرات و پیشنهادات خود را در انواع زمینه ها، از جمله: لزوم تنظیم برنامه ی میان مدت شهرداری ها، نقش برنامه ریزی در مدیریت شهری، طرح های توسعۀ شهری، جایگاه طرح های ویژۀ بهسازی و نوسازی مراغه، نقش مشارکت مردم در توسعۀ شهری و راهکارهای توسعۀ شهر تاریخی مراغه در قالب مقاله، سخنرانی و طرح ارائه نمودند.
این همایش همان طوری که از عنوانش پیداست قرار بود در مقاطع مختلف زمانی تکرار شود که متأسفانه با تغییر شهرداروقت متوقف و به بوته ی فراموشی سپرده شد. ناگفته نماند که هر چند وقت یک بار همایش هایی با موضوعات مجرد در زمینه های فرهنگی، هنری و یا اقتصادی در مراغه برگزار می شود.
اما تا کنون همایشی با موضوع عام و فراگیر که کلیه ی جوانب توسعه را در برگیرد و در آن از دیدگاه های اقشار مردم در راستای نیل به اهداف توسعه ی همه جانبه شهر استفاده شود، برگزار نشده است. برگزاری این گونه همایش ها بنا به چند دلیل مفید به فایده بوده و خروجی آنها حاوی اثراتی مثبت در تحقیق توسعه و بهبود وضعیت شهر خواهد بود.
نخست اینکه: می توان از تراوش های فکری و رهنمودهای اقشار شرکت کننده در این همایش ها در برنامه ریزی های مرتبط با توسعۀ همه جانبۀ شهری و مشخص شدن نیازها، ضرورت ها و اولویت هایی که چه بسا ممکن است، مسئولان امر در اثر دور بودن از متن جامعه و عدم ارتباط نزدیک با مردم، از آن ها غافل باشند استفاده نمود.
دوم: در این همایش ها می توان مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاران بومی را در اجرای طرح هایی که بخش دولتی به علت محدودیت امکانات و منابع، قادر به اجرای آن ها نیستند جلب و سرمایه های سرگردان را در راستای نیل به این هدف، بکار گرفت.
سوم: برگزاری این همایش ها انگیزۀ همکاری و مساعدت مردم را در پیشبرد برنامه های توسعه ی شهری تقویت نموده و آنها را به مشارکت در امور مختلف جامعه ترغیب می کند. و بالاخره این که برگزاری پی در پی و مستمر همایش های مورد بحث عامل ایجاد تحرک و جنب و جوش در جامعه ی شهری بوده و انگیزه ی حرکت و پویایی مضاعف مسئولان را در راستای تحقق توسعه ی متوازن شهر و رعایت ضرورت ها و اولویت ها در تصمیم گیری ها افزایش می دهد.
در این همایش ها بهتر است از مراغه ای های مقیم مرکز و سایر شهرستان ها که به زادگاه خود علاقمندند و تمایل دارند به طرق مختلف به توسعۀ همه جانبۀ شهر خود کمک کنند دعوت به عمل آید.
در این راستا دعوت از اعضای موسسه ی خیریه ی عمران مراغه که کمک به توسعه ی مراغه از شعارهای اصلی آن بوده و در اساسنامۀ مؤسسه به آن تأکید شده است به این همایش از اهمیت ویژه ای برخوردار است و می تواند در توسعه ی شهر اثر گذار باشد.
همچنین لازمست: به منظور استفاده از آگاهی ها و تجربیات نمایندگان سابق و اسبق مردم مراغه در مجلس شورای اسلامی، اعضای ادوار مختلف شورای شهر و مدیرانی که سال ها در رأس ادارات این شهر انجام وظیفه نموده اند به این همایش دعوت شوند.
و واپسین کلام اینکه این همایش ها حداقل هر سه ماه یک بار به طور منظم برگزار شود و نتیجه ی مذاکرات و تصمیمات متخذه به اطلاع عموم برسد.
واژه ی ارباب رجوع در لغت به معنی: صاحبان، مالکان، مخدومان و ... آمده است وبه کسانی اطلاق می شودکه جهت انجام کار یا طرح درخواستی به اداره یا مؤسسه ای مراجعه می کنند. بنابراین ارباب رجوع در جایگاه مخدومان و کارکنان ادارات و نهادها در موضع خادمان قرار گرفته اند و در بین آنهارابطه ی خادم و مخدومی برقراراست.
از آنجاکه بار اصلی خدمت رسانی به مردم و اجرای برخی از قوانین و مصوبات بر دوش دستگاه های اداری نهاده شده و مردم مجبورند برای انجام امور اداری و دریافت پاسخ درخواست های خود به این دستگاه ها مراجعه کنند، نحوه ی برخوردمنطقی و محترمانه با مراجعه کنندگان، به عنوان یک ضرورت اساسی در زنجیره ی ارتباطی مردم با ادارات مطرح و به منظورنهادینه شدن این امرمهم در جامعه در سال 81 مصوبه ای تحت عنوان: طرح تکریم اربابرجوع در نظام اداری کشور به تصویب رسید و جهت اجرا به ادارات تابعه ابلاغ شد.
بعدهااین مصوبه در قانون برنامه ی چهارم توسعه ی کشوربه صورت قانون درآمد و در آن به تکریم ارباب رجوع و پاسخگویی به مراجعین در ادارات توجه خاصی مبذول شد.
براساس مندرجات ماده ی142 این قانون، مقرر است به منظورافزایش پاسخگویی دستگاه های اجرایی به مراجعین، با استفاده ی اصولی ازسازوگارهای نوین اداری و تحول در فرآیندها و رعایت اصول مشتری مداری و ایجادنظام ارزش گذاری برای ارزیابی خدمتی کارکنان و جلوگیری از انواع انحرافات و مفاسد اداری و... سطح کیفی خدمات خودرا افزایش داده و با توجه به دستورالعمل های صادره رضایت و تکریم ارباب رجوع را تأمین نمایند.
نتیجه ی این مصوبات این شد که رضایت مراجعان در سرنوشت استخدامی و ترفیع رتبه ی یک کارمند به طورمستقیم مؤثربوده و نظارت های مردمی مانع از تخلف اداری از سوی مدیران و کارمندان می شد.
طرح تکریم ارباب رجوع در بدوامر ازسوی نظام اداری کشورجدی گرفته شد و طبق دستورالعملی ادارات موظف به نصب موارد مختلف طرح در تابلوی اعلانات و نظر خواهی بر روی برگه های چاپی از ارباب رجوع درباره ی نحوه ی برخورد کارکنان و ارایه ی خدمت از سوی آنها شده بودند و این روند چند سالی تداوم داشت، اما پس ازآن، به بوته ی فراموشی سپرده شد و مدتی است در تابلوی اعلانات ادارات به جای اطلاع رسانی در موردبندهای طرح تکریم ارباب رجوع و تأکید بر ضرورت اجرای این طرح، اطلاعاتی درباره ی مجازات توهین به مأموران دولتی نصب می شود و این جابجایی طبعاً موجب می شود کارکنان ادارات، دیگرخودرا موظف به تکریم ارباب رجوع نداسته و اغلب، در رعایت حقوق آنان کوتاهی کنند.
ناگفته نماند که گاهی نیزشاهدبرخوردهاین امناسب ارباب رجوع با کارمندان هستیم. اما اگرترتیب رسیدگی به کارهاصحیح باشدو وقت مراجعه کنندگان در راه روهای پیچ در پیچ ورودرویی با چهره ی عبوس کارمندان تلف نشود این برخوردها طبعاً کاهش می یابد و جای خودرابه تفاهم و احترام متقابل می دهد.
به عبارت روشن تر، کارمندان وقتی می توانند به برخوردهای نامناسب ارباب رجوع معترض باشند که وظایف خود را به نحو کامل و بی کم و کاست انجام دهند واز هر گونه کم کاری، کارشکنی، بی عدالتی، بی حرمتی،تبعیض و تضییع حقوق مردم به پرهیزند.
از مدیران دستگاههای اداری نیزانتظارمی رود ضمن قرار دادن منشور اخلاقی کارکنان و بندهای طرح تکریم ارباب رجوع، در معرض دید مراجعه کنندگان،برگه های نظر خواهی از نحوهی برخورد کارکنان را کماکان در دسترس آنان قرار دهند و در نهایت با به کار گیری روش های مؤثرو مطمین، در عملکرد پرسنل تحت امرخود، نظارت لازم و کافی داشته باشند.
ضنعت گردشگری یکی از صنایع پول سازو پر درآمد است که اغلب کشورهای جهان از آن به عنوان منبع اصلی تأمین هزینه های کشور استفاده میکنند.
باعنایت به ظرفیت بالایی که کشور ما در این حوزه دارد. میتوان با یک سیاست گزاری صحیح، از این رهگذر به درآمدهای کلانی دست یافت و کشوررا از حالت تک محصولی و وابستگی به درآمدهای نفتی رها ساخت.
به دلیل فقدان یک برنامه ی دقیق، برای ایجادزیر ساخت ها و توسعه ی همه جانبه ی این صنعت، امروز کشور ما در مقایسه با سایر کشورها از مزایای قابل توجه آن بهره ی کافی نمی برد. کما این که بخش گردشگری ما در حال حاضرکمتراز کشور هند، کشور ترکیه عربستان سعودی و حتی امارات گردشگرخارجی جذب می کند و این در حالی است که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری در کشور ما بیش از کشور های فوق است.
مراغه نیزبا وجود یدک کشیدن عنوان یکی از 10 شهربا بافت تاریخی کشورو پتانسیل های مهم در حوزه ی گردشگری نتوانسته توفیق لازم را درجذب گردشگردر حد مطلوب کسب کند. و از مزایای کم نظیر آن در سطحی قابل قبول بهره مند شود.
وضعیت نامطلوب صنعت گردشگری در مراغه نشان دهنده ی این واقعیت است که مدیران ذیربط، فاقد اراده ی لازم برای تحقق توسعه ی همه جانبه ی این صنعت بوده و از توانایی های کافی جهت نیل به این هدف مهم برخورردارنیستند.
بنابراین آن چه تاکنون ازپیشینه ی درخشان تاریخی، جایگاه ممتاز کشوری و منطقه ای و پتانسیل های بی همتای گردشگری مراغه، نصیب مردم این شهرشده است جز مشتی شعار تکراری و وعده و وعیدهای عمل نشده نبوده و مسوولان این حوزه سال هاست مردم را با انواع وعده ها و دل مشغولی ها از جمله: ساماندهی رصد خانه ی مراغه ، نصب پلانتاریوم هایی که سال هاست در انبارخاک می خورند،ایجادسایت موزه ی رصدخانه، ساماندهی معبد مهر، ساماندهی آب های سنتی و غار معروف هامپوییل (کبوتر) و مرمت اساسی و احیا و آزاد سازی آثار و ابنیه ی تاریخی در حال فروپاشی ، مانند برجهای کبود و مدور سرگرم نموده اند. آن ها نه تنهامنشاء اثراتی مثبت و اساسی در پیش برد و شکوفایی این صنعت مهم نبوده اند،بلکه با اقداماتی چون ساخت و سازدر حریم آثار و ابنیه تاریخی و به خطر انداختن این اثارو محصور کردن آنها در حصار سازه های بتنی«با کاربری تجاری» ورها ساختن بهترین و شاخص ترین ابنیه ی تاریخی این شهر در مجاورت ویرانه ها و حتی تخریب بخش هایی از برخی آثار تاریخی به بهانه ی مرمت و بازسازی آنهاونیمه تمام گذاشتن برخی از پروژه ها، موجب اتلاف وقت و عقب ماندگی صنعت گردشگری در مراغه شده اند.
همان طوری که اشاره رفت: از عمده ترین علل و عوامل بی رونقی صنعت گردشگری در سطح کشور و به تبع آن شهرستان مراغه نبود زیر ساخت های لازم مانند هتل ها و اقامتگاه ها و مهمانسراها، و فقدان پرسنل و کارشناسان متخصص در رأس امورو در نهایت ضعف مدیریت، در این حوزه اشاره نمود.
وجود این کاستی ها طبعأ چشم انداز مناسبی را برای اینده ی گردشگری بویژه در مراغه ترسیم نمیکند و لازم است مسوولان ذیربط به فکرچاره ی اساسی برای نجات این صنعت از مخمصه فعلی باشند.
مسوولان امور شهری مراغه در حرف و شعارصنعت گردشگری را یکی ازمحورهای دوگانه ی توسعه مراغه قلمداد نموده و روی آن حسابی جداگانه باز می کنند اما در عمل به آن بهای لازم را نمی دهند. جا دارد متولیان این بخش طی آماری، شمار واقعی گردشگران خارجی و داخلی را« به تفکیک » به مردم گزارش کنند و بگویند سهم شهرستان 250 هزار نفری مراغه از درآمدهای گردشگری چه بوده و این سهم در سال های اخیر نسبت به مدت مشابه خود چند درصد رشد داشته است و آیا با چنین سهمی میتوان گردشگری را محورتوسعه ی مراغه قلمداد کرد یا خیر؟
بدیهی است که این معجزه ی اقتصادی اگر به درستی مدیریت شود می تواند با ایجاد فرصت ها ی شغلی، ازجمله صنایع دستی- هتل داری – حمل و نقل- خوراک و پوشاک و حتی تولیدات فرهنگی رونق اقتصادی مراغه را در پی داشته باشد وگرنه حرف زدن از پیشینه و تاریخ و فرهنگ و آثارو ابنیه و میراث ها و مشاهیر و مفاخر و... این شهرستان کاری است بیهوده و عبث که جز اتلاف وقت و دادن امید کاذب به مردم فایده ی دیگری نخواهد داشت.
درباره ی توسعه نیافتگی و عقب ماندگی مراغه و اینکه این شهر تاریخی و کهن با وجود شایستگی ها و استعدادهای بالقوه ی فراوان برای توسعه و شکوفایی در عرصه های اقتصادی، عمرانی و فرهنگی طی سالیان دراز عمر خود از رشد و پیشرفت مطلوبی برخوردار نبوده و در مقایسه ی با شهرهای دور و نزدیک در بیشتر زمینه ها سیر نزولی و قهقرایی پیموده و از قافله تیز پای سازندگی و عمران فرسنگ ها فاصله گرفته است، تاکنون نظرات متعددی ابراز شده و مقالات مبسوطی توسط دلسوزان و علافمندان به توسعه ی شهری در مطبوعات گوناگون «چه مطبوعات سراسری و چه محلی» به چاپ رسیده است که یقیناً مورد توجه شماری از خوانندگان محترم و شهروندان عزیز قرار گرفته است.
از صاحب این قلم نیز علاوه بر مقالات متعدد و مبسوط در همین زمینه، مقالات دیگری تحت عنوان«سخنی با شورای شهر و شهردار منتخب» به چاپ رسیده است که هر یک حاوی ارائه طرح ها ، ضرورتها، نیازها و درخواست های اساسی و به حق اقشار مختلف مردم در جهات گوناگون بوده است. اما آنچه تاکنون ناگفته یا نانوشته مانده و یا کمتر به آن پرداخته شده است، علل و عوامل وجودی این عقب ماندگی هاو ارائه ی راهکارهای مناسب در جهت مقابله ی با آنهاست.
لذا این قلم بر آن است؛ در حد بضاعت خود ضمن تبیین این علل و تشریح مشکلات و موانعی که در فرایند توسعه ی مراغه ایجاد سد نموده و به عنوان عوامل بازدارنده از پیشرفت اصولی آن جلوگیری به عمل میآورند، نظرات و پیشنهادات خود را در جهت رفع این موانع ارائه دهد.
در این نوشته سعی خواهد شد؛ برخلاف سنت رایج از تحلیل مجرد و تک بعدی مسایل
پرهیز شود و هر یک از آنها در مجموعه ای از قواعد هماهنگ و کارکردهای متقابل اجزاء تشکیل دهنده ی خودمورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
تمامی مشکلات اقتصادی،اجتماعی، عمرانی و فرهنگی این شهر و آنچه در مجموع توسعه نیافتگی یا عقب ماندگی نام گرفته است؛ ریشه در عواملی دارند که شناخت دقیق آنها با روش های عاطفی و احساسی به هیچ وجه امکان پذیر نیست. لذالازم است با کشف رموز ناپیدای حاکم بر اهرم های هر یک، و ارتباط متقابل عناصر و اجزای این کارکردها، یک تحلیل همه جانبه و چند بعدی و قانونمند از این عوامل ارائه شود...
این روزها شاهد هجوم دسته جمعی شمار قابل توجهی از متکدیان حرفه ای به کهن شهر مراغه و فعالیت آزادانه و بلامعارض آنان در کوچه و بازار شهرمان هستیم . این گروه از متکدیان که روز به روز بر تعدادشان افزوده میشود از شهرهای دور و نزدیک به مراغه مهاجرت میکنند و با توسل به انواع شیوه های ترحم برانگیز و تظاهر به از کار افتادگی و درماندگی و فقر، با ظاهری مشمئز کننده در معابر و مکان های عمومی ظاهرمی شوند و با سوء استفاده از بی تفاوتی مسئولان ذیربط و عدم برخورد قاطع با این پدیده، علاوه بر ایجاد سد معبر و مزاحمت برای مردم و کراهت چهره ی شهر، موجب وهن و تحقیر شهروندان شریف و زحمتکش مراغه ای و جریحه دار شدن احساسات آنان می شوند.
متأسفانه این مسأله نه تنها از سوی مسئولان ، جدی گرفته نمی شود، بلکه مردم نیز با پیروی از یک سنت غلط و احساس ترحم، با پرداخت وجه به متکدیان موجب رواج پدیده ی گداپروری و تشویق آنان به ادامه ی این راه نکوهیده و ناپسند می شوند.
واقعیت این است که بسیاری از متکدیان باوجود برخواداری از صحت مزاج و توانایی های جسمی برای کار و فعالیت، تکدی گری را بعنوان یک شغل آسان و در عین حال پر درآمد بر می گزینند و اغلب آنان درآمد حاصل از این حرفه را در راه های خلاف و چه بسا تهیه ی مواد مخدر و داروهای روان گردان و اسباب لهو و لعب هزینه می کنند. لذا با عنایت به این واقعیت که تکدی گری دردین مبین اسلام مکروه است؛