نقدها و مقالات مطبوعاتی عباسعلی خسروداد

روزنامه‌ نگار: از 1372 تاکنون، رئیس انجمن هنر های نمایشی ( 1371)، رئیس انجمن نویسندگان مراغه از 1392 تا 1396

نقدها و مقالات مطبوعاتی عباسعلی خسروداد

روزنامه‌ نگار: از 1372 تاکنون، رئیس انجمن هنر های نمایشی ( 1371)، رئیس انجمن نویسندگان مراغه از 1392 تا 1396

ضرورت ممانعت از ورود موتورسواران به حریم امن مردم

پارک هاومراکز تفریحی ازجمله مکان های عمومی هستند که مردم درفصول مختلف سال،به ویژه بهاروتابستان ازآن هااستفاده می کنند.این اماکن برای خدمت رسانی به مردم ایجادشده اندوشهروندان بااین تصورکه می توانندفارغ ازهیاهوی دنیای ماشینی وبه دورازغرش موتورهاودوداگزوزهاوآلودگی های صوتی وتنفسی ساعاتی ازاوقات فراغت خودرابه همراه اعضای خانواده واهل عیال،دراین فضاهاسپری نموده وخستگی ناشی ازکاروتلاش روزانه راازتن به درکنند،به این مکان‌ها پناه می برند.اماحضورافرادمزاحم وتجاوزموتورسواران به حریم این مکان هابه ویژه درساعات پرازدحام امنیت جانی وروانی خانواده هارا موردتهدیدقرارمی دهدوآرامشی راکه لازمه ی این قبیل فضاهاست ازآنان سلب می کند.
مکان هایی که برای اتراق کردن خانواده هاوجست وخیزکودکان واستراحت سالمندان ایجاد شده است،اغلب به پیست موتورسواری تبدیل می شودومتورسواران متخلف باویراج دادن وحرکات خطرآفرین نمایشی درفضای محدوداین اماکن ،مردم راوحشت زده می کنندوسلامت آنان رابه خطر می اندازند تداوم این وضعیت موجب شده که خانواده هانتوانندبااحساس امنیت وآرامش خاطردراین محیط هاحضوریافته وباآسودگی خیال به گردش وتفریح بپردازند.لذابرقراری امنیت اجتماعی درپارک هاومراکزتفریحی ازاهمیت وضرورت زیژه ای برخورداربوده ومی طلبدکه مسوولان به ویژه مأموران انتظامی بااتخاذتدابیرلازم ضمن ممانعت ازورودموتورسواران به حریم امن مردم این محیط هاراازلوث وجودافرادخلافکارومزاحمین به نوامیس مردم پاکسازی کنند.

بار سنگین مشکلات روی شانه‌های شهردار

مهندس ابراهیمی – شهردار مراغه – در مراسم معارفه‌ی خود، وقتی سخن از طرحی نو برای ایجاد تحولی مطلوب در حوزه‌ی مدیریت شهری و ارتقای سطح خدمات عمومی به میان آورد و وعده کرد با تدوین برنامه‌های اصولی و کارشناسی شده در آینده‌ای نه چندان دور، مراغه را از جهات مختلف به جایگاه اصلی برساند، عده‌ای این سخن شهردار را از جنس همان شعارهایی دانستند که برخی از مدیران و کارگزاران در مقاطع و مناسبت‌های مختلف تکرار می‌کنند اما هرگز آن‌ها را به مرحله‌ی اجرا و عمل درنمی‌آوردند. برخی حتی پا را از این هم فراتر نهادند و با یک پیش‌داوری عجولانه، وی را فاقد توانمندی‌های لازم و کافی برای تحقق این وعده‌ها دانستند و در اینکه ایشان بتواند با اعمال مدیریت کارآمد منشأ خدمات ارزنده‌ای برای شهروندان مراغه‌ باشد، ابراز تردید نمودند.
اما برخی دیگر برخلاف این پیش‌داوری‌ها با ارائه‌ی تصویری مثبت از ابراهیمی، اظهار امیدواری نمودند که ایشان با توجه به سوابق دیرینه و درخشان خدمتی در سطوح بالای مدیریت و تجربه و توان کافی در امور اجرایی، بتواند با خیزی سریع و حرکتی ضربتی، نقش مؤثر خود را در ارائه‌ی خدمت صادقانه به مردم و پویایی و شکوفایی شهر تاریخی مراغه به منصه‌ی ظهور برساند.
صرف‌نظر از پیش‌داوری‌ها و گمانه‌زنی‌های اغلب ضدونقیض و متفاوتی که به برخی از آن‌ها در سطور بالا اشاره شد، باید به این حقیقت اذعان نمود که هنوز زود است تا بتوان درباره‌ی چندوچون عملکرد شهردار به قضاوت نشست و قابلیت‌های وی را در راستای نیل به اهداف مورد نظر مورد ارزیابی قرار داد؛ اما بر مصداق مثل معروف «سالی که نکوست از بهارش پیداست» شاید بتوان از تلاش‌های مضاعف و در خور توجهی که ایشان از بدو شروع به کار در جهت فراهم نمودن بسترهای مناسب برای کار و فعالیت و رویارویی با موانع و تنگناهای موجود در حوزه‌های مختلف مدیریت شهری به‌کار بسته و می‌بندد، به افق‌های روشنی در امر سازندگی و عمران مراغه امیدوار بود و به آن به‌عنوان یک حرکت مثبت دل بست.
نگارنده طی ملاقات و مذاکرات حضوری با شهردار محترم به این واقعیت پی برده‌ام که ایشان ضمن برخورداری از شاخصه‌های خلاقیت، ابتکار و دانش لازم برای برنامه‌ریزی و ارائه‌ی طرح‌های نو جهت توسعه و تغییر چهره‌ی شهر، فردی دلسوز، متعهد و مسئولیت‌پذیر بوده، دغدغه‌ای جز خدمت به مردم و رفع مشکلات آن‌ها ندارد. واقعیت این است که ابراهیمی در جایگاه شهردار مراغه وارث مشکلات و تعهدات ناخواسته‌ای است که نه تنها خود کوچک‌ترین نقشی در شکل‌گیری آن‌ها نداشته، بلکه به قطع می‌توان گفت که تا قبل از شروع به‌کار از وجود آن‌ها بی‌اطلاع بوده است. از قراردادهای اغلب یک‌جانبه، نابرابر و نامتوازنی که توسط شهردار پیشین و برخی از مسئولان با اشخاص حقیقی و حقوقی منعقد شده و تعهدات سنگینی را به شهرداری تحمیل نموده است. طرح‌ها و پروژه‌های نیمه‌تمام در گوشه گوشه شهر سال‌ها است به حال خود رها شده‌اند و اینک در معرض فرسایش تدریجی و بلکه انهدام قرارگرفته‌اند. از ساختار نامطلوب و نامتوازن اداری و چیدمان نامناسب نیروها در بخش‌ها و سازمان‌های زیرمجموعه‌ی شهرداری تا وجود انواع بی‌نظمی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها در چرخه‌ی خدمت‌رسانی به مردم، از نبود یک سیستم مکانیزه اداری برای ذخیره اطلاعات، ثبت سوابق و تسهیل در امور مراجعان و استفاده‌ی اجباری از شیوه‌های سنتی و بروکراسی در مجموعه‌ی شهرداری به‌جای آن و تبعات زیان‌بار تداوم این شیوه برای مردم تا بی‌توجهی به اصول و موازین مدون شهرسازی و استانداردهای پذیرفته‌شده و به تبع آن آشفتگی‌های موجود در ساخت‌وسازها و صدور مجوزهای اغلب غیرقانونی در جای‌جای شهر، از نقایص و نابسامانی‌های موجود در مبلمان و زیباسازی شهر تا درهم‌ریختگی و آشفتگی در معابر - خیابان‌ها و اماکن عمومی، از وضعیت نامطلوب و غم‌انگیز دروازه‌های ورودی شهر تا بی‌توجهی و بی‌مهری به مناطق حاشیه‌ای و محروم، از نیاز مبرم شهر به سرویس‌های بهداشتی، فضای سبز، مراکز تفریحی، گردشگاه‌ها و پایانه‌های حمل‌ونقل مسافر تا وجود نابسامانی و مشکل در ناوگان‌های حمل‌ونقل مسافر به‌ویژه ناوگان تاکسی‌رانی و... نمونه‌هایی از ده‌ها مشکل و معضل و نارسایی در این شهر است که عمدتاً از دوره‌های پیشین به ارث رسیده‌اند و اینک روی شانه‌های شهردار سنگینی می‌کنند. قدر مسلم اینکه شهردار مراغه باوجود تعهد و پشتکاری که در ایشان سراغ داریم، به تنهایی قادر به حل این مشکلات نیست و نیل به این هدف در گرو همدلی و همسویی مسئولان به‌ویژه اعضای محترم شورای شهر است که امیدواریم در سایه‌ی تحقق این مهم و تداوم تلاش‌های شهردار محترم شاهد شکوفایی و بالندگی این شهر تاریخی و کهن در هفته‌ها و ماه‌های آینده باشیم.

سخنی با فرماندار جدید مراغه (3 و آخر)

یادآوری :
در قسمت دوم این نوشتار ضمن بازخوانی فرازهایی از سخنان استاندار محترم استان آذربایجان شرقی مبنی بر اینکه باید طوری برنامه ریزی کنیم که بتوانیم بدون اتکاء به پول نفت و اعتبارات دولتی استان خود را اداره کنیم ... به ضرورت تدوین برنامه ریزی برای جبران عقب ماندگی های این شهر ، تأکید ورزیدیم و خاطر نشان کردیم که مهم ترین و اساسی ترین علت و عامل توسعه نیافتگی مراغه ضعف مدیریت و فقدان مدیران دلسوز و برنامه محور در رأس امور این شهر در ادوار گذشته می باشد ...
و اما از آنجا که بحث ما حول محور توسعه و ابعاد گوناگون آن دور می زند ، لذا لازم است توضیح مختصری درباره ی معنا و مفهوم واقعی این واژه و موارد مرتبط با آن ارایه دهیم .
توسعه در لغت ، به معنای رشد تدریجی در راستای پیشرفته تر شدن ، قدرتمندتر شدن و حتی بزرگ تر شدن است . « برگرفته از فرهنگ آکسفورد » .
طبق یک تعریف کلی ، توسعه فرایندی است که دگرگونی های اساسی در ساخت نهادهای اجتماعی و اداری و نیز دیدگاه های عمومی را شامل می شود .
توسعه ، ابعاد گوناگونی را در برمی گیرد ؛ که از آن جمله می توان به تسریع رشد اقتصادی ، گسترش صنعت و تجارت ، کاهش فقر ، بیکاری و نابرابری ، بهبود وضع معیشت مردم ، ارتقاء سطح فرهنگ عمومی ... و در نهایت ایجاد نظام اقتصادی مبتنی بر عدالت و افزایش مشارکت مردم در امور جامعه اشاره نمود .
شاخصه های مهم توسعه عبارتست از : نرخ درآمد ناخالص داخلی ، سرانه ی آموزش و درمان ، نسبت اشتغال ، امید به زندگی و توزیع عادلانه ی ثروت .
با توجه به گستردگی مفهوم توسعه ، این مفهوم در شاخه های گوناگون تقسیم بندی می شود که شامل : توسعه ی انسانی ، توسعه ی اقتصادی و اجتماعی ، توسعه ی فرهنگی و توسعه ی سیاسی می باشد .
هدف اصلی توسعه : ایجاد محیطی برای مردم است ،که در آن بتوانند ، از زندگی طولانی ، سالم وخلاق لذت ببرند .
توسعه زمانی به مفهوم واقعی کلمه تحقق می یابد ، که مجموعه ی نظام اجتماعی ، هم آهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های مردم و گروه های اجتماعی داخل نظام ، از خدمات مطلوب در ابعاد مادی و معنوی بهره مند گردند ...
حال که با معنا و مفهوم توسعه و ابعاد گوناگون آن تا حدودی آشنا شدیم ، باید به بینیم مراغه در شرایط کنونی تا چه حد می تواند این مفهوم را افاقه کند ؟
در یک نگاه واقع بینانه به وضعیت مراغه ، بخوبی در می یابیم که این شهر طی سال های متمادی از تحولی که بتوان عنوان توسعه را به آن اطلاق کرد برخوردار نبوده و درمقایسه ی شهرهای همطراز و بلکه پایین تر از خود ، یک شهر توسعه نیافته محسوب می شود .
در بعد اقتصادی ، مراغه با وجود ظرفیت های لازم برای ایجاد واحدهای بزرگ صنعتی - تولیدی و اشتغالزا و استعداد کافی برای اجرای طرح های مهم و اساسی در حوزه های مختلف ، از جمله کشاورزی - گردشگری و صنایع دستی ، متأسفانه نتوانسته است به یک توسعه ی اصولی در این زمینه ها دست یابد .
در بعد اجتماعی نیز گرفتار انواع آفت ها و آسیب های اجتماعی مانند : نرخ بالای بیکاری ، معضل اعتیاد ، ناهنجاری های رفتاری و قانون شکنی بوده و در جهت مقابله ی با این آسیب ها گام های مفید و مؤثری برداشته نشده است .
از نظر سایر فاکتورها و مؤلفه ها ، نظیر : سرانه ی آموزش - سرانه ی درمان و امید به زندگی مراغه طی سالیان متمادی به استانداردهای قابل قبولی دست نیافته و سهم این شهر از موارد فوق بمراتب اندک و ناچیز بوده است .
در مجموع ، اگر نگوئیم مراغه طی دوره های مختلف مدیریتی از مسیر توسعه و پیشرفت منحرف شده است ، به جرأت می توان ادعا کرد که حرکت آن در این مسیر بمراتب کند و سطحی بوده و مدیران ذیربط نخواسته و یا نتوانسته اند ، در راستای عمل به رسالت و مسئولیت خود به این حرکت سرعت قابل توجهی ببخشند و این شهر را که مجد و عظمت آن دیر زمانی زبانزد خاص و عام بوده است ، به جایگاه اصلی خود نزدیک کنند .
آقای فرماندار ! برای دوری گزیدن از اطاله ی کلام و با این فرض که جنابعالی با یک بررسی جامع و فراگیر اطلاعات و آگاهی های لازم را درباره ی وضعیت کلی مراغه کسب خواهید کرد ، از ورود به جزئیات و برشمردن مصداق های توسعه نیافتگی این شهر صرفنظر می کنم و با اشاره ای گذرا به برخی ضرورت ها و راهکارهای برون رفت از وضعیت موصوف دفتر این یادداشت را تا باز شدن دفتری دیگر فرو می بندم .
-1 از آنجا که اصلی ترین علت و عامل توسعه نیافتگی مراغه طی سالیان دراز ضعف مدیریت و فقدان مدیران دلسوز و برنامه محور در رأس امور بوده است ، لذا اصلاح ساختار اداری و تقویت بدنه ی مدیریت این شهر از ضرورت و اولویت ویژه ای برخوردار است .
-2 ترسیم افق های توسعه و تدوین یک استراتژی جامع برای نیل به اهداف توسعه مراغه.
-3 برنامه ریزی برای رفع موانع سرمایه گذاری ، حمایت از سرمایه گذاران و جذب و هدایت سرمایه های بخش خصوصی به سمت تولید و اشتغال ، لازم به ذکر است : چه بسا سرمایه گذران بومی که در اثر بهانه جویی ها و مانع تراشی های مدیران و کارگزاران ، از سرمایه گذاری در این شهر صرفنظر نموده و سرمایه ی خود را به شهرهای دیگری انتقال داده اند .
-4 لزوم تشکیل کارگروه های تخصصی در حوزه های مختلف برای بررسی مشکلات و ضعف ها و ارایه ی راهکارهای لازم جهت برون رفت از وضعیت موجود .
-5 استفاده ی جدی از تجربیات و نقطه نظرات نخبگان - دانشگاهیان - صاحب نظران و مدیران بازنشسته ، در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها .

سخنی با فرماندار جدید مراغه (2)

اشاره :
در قسمت اول این نوشتار از تغییر نابه هنگام مدیران در رده های مختلف اداری و سپردن مسئولیت ها به مدیران غیر بومی و ناآشنا با مشکلات و جغرافیای منطقه ، به عنوان دو عامل مؤثر در بحران مدیریت نا م بردیم و با اظهار تأسف از توسعه نیافتگی و عقب ماندگی مراغه ، در ابعاد گوناگون ، از وعده هایی نام بردیم که مسوولان و کارگزاران ما طی سال های پیش و پیشین ، به مردم داده اند ، بی آنکه حتی به یک مورد از آن ها جامه ی عمل بپوشانند ...
در ادامه ی این بحث ، از ضرورت آشنایی مدیران ، با اصول مدیریت علمی و لزوم تدوین برنامه های راهبردی برای رفع مشکلات و جبران عقب ماندگی های مراغه سخن خواهیم گفت :
دانش مدیریت ، از دیرباز به عنوان یک ضرورت و نیاز مبرم ، در زندگی انسان ، حضور داشته و همگام با سایر علوم ، سیر تکاملی پیموده است .
امروز دانش مدیریت ، در کنار سایر علوم و فنون ، در اغلب دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به دانشجویان تدریس می شود و سالانه صدها دانش آموخته در این رشته ، در مقاطع و گرایش های مختلف به بازار کار عرضه می شود .
در شرایطی که هزاران دانش آموخته ی رشته ی مدیریت ، در صف های طویل نوبت استخدام ، به انتظار نشسته اند ، اکثریت قریب به اتفاق مدیران و کارگزاران ، از بین افرادی انتخاب می شوند که با علم مدیریت بیگانه اند و از توانایی های لازم برای تدوین برنامه های راهبردی و تحقق اهداف سازمان تحت مدیریت خود برخوردار نیستند .
این گروه از مدیران ، از روش های سنتی و تاریخ گذشته برای اداره ی امور سازمان پیروی می کنند و خود را مؤظّف به رعایت اصول مدیریت علمی و دانش نوین مدیریت نمی دانند .
مدیریت غیر علمی و به اصطلاح دیمی و اتخاذ تصمیمات غیر کارشناسی و خلق الساعه توسط مدیران مورد اشاره ، موجب شده است : مراغه با وجود ظرفیت ها و پتانسیل های بالقوه ی فراوان در حوزه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، ازرشد و توسعه ی متناسب با این پتانسیل ها برخوردار نباشد و در مقایسه با شهرهای همطراز و حتی مادون ، شهری توسعه نیافته و حتی عقب مانده محسوب شود . بدیهی است تا زمانی که گزینش مدیران ، بر مدار دانش سالاری و برنامه محوری نچرخیده است ، مشکلات و نارسایی های موصوف ، در اشکال و رنگ های متفاوت ، همچنان در زندگی مردم این شهر ، خود نمایی خواهد کرد و مراغه رنگ و بوی توسعه به خود نخواهد گرفت .
آقای فرماندار ! همان طوری که دکتر جبارزاده استاندار محترم استان آذربایجان شرقی در مراسم معارفه ی جنابعالی به ضرورت تدوین برنامه ی چهار ساله ی توسعه ی مراغه ، تأکید ورزیدند و آن را از وظایف فرمانداران و مدیران فرو دست قلمداد نمودند ؛ از جنابعالی انتظار می رود ، در اولین اقدام خود در این سمت ، نسبت به تدوین یک استراتژی و چشم انداز جامع برای توسعه ی فراگیر و همه جانبه ی مراغه اهتمام ورزید و مدیران ادارات و سازمان های تابعه را نیز مؤظّف به برنامه ریزی در حوزه مسوولیت شان نمایید .
اگر نگرش مبتنی بر برنامه ریزی و ترسیم افق های توسعه در ارکان مدیریت ها تسرّی یابد طبعاً نوعی تعهد به عمل ، برمبنای تعقل و تفکر آینده نگر و عزم راسخ بر استمرار آن شکل خواهد گرفت و مدیران را به کار و تلاش مضاعف ، برای نیل به اهداف توسعه ی متوازن مراغه وادار خواهد نمود .
استفاده ی منطقی و منظم از خرد جمعی و نقطه نظرات و رهنمودهای نخبگان ، کارشناسان ، آگاهان و صاحب نظران و نیز استفاده از تجارب و اطلاعات مدیران و کارگزاران پیشین و حتی بازنشسته ، عامل بسیار مهمی است که می تواند مدیران و برنامه ریزان را در تدوین برنامه و ترسیم افق های توسعه ی مراغه کمک کند .
دکتر جبارزاده درمراسم معارفه ی شما همچنین ، با تشریح وضعیت نامطلوب بودجه سال 93 کل کشور و تأکید بر ناتوانی دولت در تخصیص اعتبارات لازم ، برای اتمام هزاران طرح نیمه تمام در سراسر کشور و نیز طرح های جدید خاطر نشان کرد که در سال 93 نیز مانند سال 92 نباید به اعتبارات دولتی امیدوار باشیم ، بلکه باید بدون اتکاء به پول نفت و سایر منابع ، استان خود را با تکیه بر تلاش ها و فعالیت های خود اداره کنیم . ایشان جذب سرمایه های بخش خصوصی و سرمایه گذاری در طرح های تولیدی و اشتغالزا را راهکار برون رفت از وضعیت موصوف قلمداد نمودند و با تأکید بر ضرورت رفع موانع و مشکلات سرمایه گذاری و لزوم حمایت همه جانبه از سرمایه گذاران داخلی و خارجی ، مسوولان را به تدوین برنامه های کارشناسی شده برای جذب سرمایه ها فراخواند و از آن ها خواست : در این زمینه هر چه زودتر وارد عمل شوند ...
آقای فرماندار ! هشدارهای آقای استاندار درباره ی وضعیت نامطلوب بودجه و توان مالی دولت جدیست . از قرار مسموع ، ما نباید در سال 93 به اعتبارات دولتی دل خوش کنیم بلکه باید تلاش گسترده ای را برای جبران این کاستی و پر کردن خلاء ایجاد شده آغاز کنیم . با نشستن و زانوی غم بغل کردن مشکل ما حل نمی شود ، باید برای حل مشکلاتمان برنامه ریزی کنیم ، ما می توانیم با همدلی و هم اندیشی با مسوولان و مشارکت صمیمانه و همدلانه در توسعه ی شهرمان ، در شکوفایی اقتصادمان ودر ارتقاء فرهنگ مان شریک و سهیم باشیم وبا بالفعل کردن پتانسیل هایمان خرابی ها و عقب ماندگی ها را جبران کنیم ، هنوز یک درصد پتانسیل های موجود بالفعل نشده اند ، هنوز از یک درصد ظرفیت هایمان استفاده نکرده ایم ، شهرمان از هر نظر غنی است . ثروت های سرشاری در زیر خاک زرخیز شهرمان مدفون است ، باید برای کشف این ثروت ها تلاش کنیم ، آقای فرماندار ! درد ما تنها کمبود بودجه نیست - درد ما بی برنامگی است - درد ما بی دردی و بی مسوولیتی است - درد ما بی تحرکی و روزمرگی است ...

سخنی با فرماندار جدید مراغه (1)

اشاره :
یکی از عمده ترین علل و عوامل ضعف مدیریت در نظام اداری ما ، تغییر نابه هنگام مدیران ، بویژه مدیران ارشد ، مانند استانداران و فرمانداران است .
علاوه بر تغییرات عمده و اساسی که در هنگام روی کارآمدن دولت های جدید در دستگاه های اداری صورت می گیرد . جابه جایی های به اصطلاح میان دوره ای برخی از مدیران به بهانه های مختلف در اغلب ادارات و سازمان ها ، از دیرباز در نظام اداری ما نهادینه شده و تا مدیری می خواهد به کارها سوار شود ، همکاران خود را به درستی بشناسد و اهداف و یا برنامه های خود را به مرحله ی اجرا و عمل درآورد ، پیک تغییر نابه هنگام ،گریبانش را می گیرد و فرد تازه کار دیگری به جای وی منصوب می شود . تداوم این قبیل ، عزل و نصب ها ، طبعاً موجب ایجاد نوعی گسستگی و تزلزل در ارکان مدیریت ها و عدم امنیت شغلی در مدیران شده و سازمان را با بحران مدیریت مواجه خواهد ساخت .
غیر بومی بودن مدیران و ناآشنایی آنان با جغرافیای منطقه و نیز عدم شناخت کافی با مسایل مبتلا به حوزه ی مسوولیت شان و نیز عدم شناخت کافی آن ها از جغرافیای منطقه ، دومین علت و عامل بروز بحران مدیریت در دستگاه های اداری می باشد .
بنابراین باید ضمن انتخاب مدیران بومی برای مدیریت ادارات و سازمان ها ، تدابیری اندیشیده شود که مدیران ، فرصت کافی و مناسب برای اجرای کامل برنامه ها و اتمام طرح های خود داشته باشند و بتوانند با خاطری آسوده به امور حوزه ی مسوولیت شان سامان بخشند و اگر نتوانند از این فرصت به درستی استفاده کنند مشمول جابه جایی گردند .
و اما با ذکر این مقدمه سخن خود را با فرماندار جدید مراغه پی می گیریم .
آقای فرماندار ! با عرض خیر مقدم و آرزوی توفیق خدمت برای جنابعالی ، اکنون که بنا به صلاحدید مسوولان ذیربط ، در جایگاه معاون استاندار و فرماندار ویژه ی کهن شهر مراغه و نماینده ی دولت تدبیر و امید در این شهرستان سکان مدیریت دومین و بزرگترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از تبریز را در دست گرفته اید ، لازم دانستم توجه شما را به نکاتی چند در رابطه با مسایل مبتلا به حوزه ی مسوولیت تان و مواردی که اطلاع از آن ها شما را در اعمال مدیریت صحیح و آگاهانه و اتخاذ تصمیمات مفید یاری خواهد کرد جلب کنم .
آقای فرماندار ! در این نوشته سعی شده ، برخلاف سنت رایج ، از پرداختن به هر آنچه که در گذشته های دور در این شهر اتفاق افتاده و نسل ما در به هستی درآوردن آن ها نقشی و سهمی نداشته اند ، چشم پوشی شود و با الهام از عبارت معروف ( از فضل پدر تو را چه حاصل ) بجای توقف بی حاصل ، در گذشته ها و بالیدن بر اسطوره ها و انگاره ها و آویزان شدن از طناب های پوسیده ی پیشینه ها و میراث ها و آثار و ابنیه و مفاخر و مشاهیری که جملگی به تاریخ پیوسته اند و برشمردن مکرر در مکرر آن ها جز حسرت و آه و افسوس و اتلاف وقت و انرژی تأثیر دیگری نخواهد داشت ، از امروز مراغه از وضعیت کنونی آن ، از کاستی ها و کمبودها و نیازهایش ، از قصه ی پر غصه ی توسعه نیافتگی و عقب ماندگی هایش و از عواملی که موجب شده ، این شهر با وجود یدک کشیدن القاب و عناوین فریبنده و دهان پر کن ، مانند دومین شهر بزرگ استان ، باغشهر آذربایجان ، فرمانداری ویژه ، قطب کشاورزی و گردشگری و ... و با وجود ظرفیت ها و پتانسیل ها و استعدادهای کم نظیرش در حوزه های مختلف ، از کاروان توسعه ی فراگیر فرسنگ ها فاصله گرفته و از جایگاه اصلی خود دور بیفتد ، سخن گفته شود .
همچنین در این نوشته با شما از غیر ممکن ها و از مسایل و مشکلاتی که حل و رفع آن ها از حد توان و از حیطه ی وظایف و مسوولیت های یک فرماندار خارج است و یا به اموری که دسترسی به آن ها درشرایط کنونی ممکن نیست سخن نخواهم گفت و سخن خود را تنها در مسایلی متمرکز خواهم کرد که امکان پاسخگویی به آن ها وجود دارد و یک فرماندار ، اگر بخواهد ، می تواند آن ها را به مرحله ی اجرا و عمل درآورد .
آقای فرماندار ! واقعیت این است که نوشته ی حاضر به جز چند مورد ،کپی و رونوشت همان مطالبی است که در دوره های پیش و پیشین برای فرمانداران تکرار و به ضرورت توجه جدی به آن ها تأکید شده است . تکرار این مطالب نشان دهنده ی این واقعیت است که فرمانداران سلف به آن ها به اصطلاح تره خرد نکرده و در مقام پاسخگویی برنیامده اند .
همانطوری که در سطور بالا اشاره شد مراغه با وجود ظرفیت ها و پتانسیل های قابل توجه در انواع زمینه ها ، از جمله کشاورزی ، پرورش دام و طیور ، گردشگری و صنایع دستی ، بویژه صنعت فرش دستباف و مردمانی شریف و نجیب و دیندار و زحمتکش ، سال هاست در پشت مرزهای توسعه درجا می زند و با تحمل داغ عقب ماندگی و محرومیت بر پیشانی خود ، از رکود و بی تحرکی مفرط در ابعاد گوناگون ، بشدت رنج می برد و شهرهایی که تا دیروز از اقمار و زیر مجموعه های آن محسوب می شدند در حال سبقت گرفتن از آن هستند .
شهروندان محروم مراغه ای سالهاست ، دلشان برای یک حرکت امید بخش ، یک برنامه ی مفید ، یک افق روشن ، یک مصوبه ی نان و آبدار ، یک طرح مهم و زیربنایی ، یک پروژه ملی ، یک صنعت مادر ، یک زیر ساخت اصولی ، یک اعتبار قابل توجه و ... لک زده است و مسئولان ما بجای تمرکز تلاش های خود در تحقق توسعه ی همه جانبه ی این شهر و کوشش در راستای رفع کاستی ها و کمبودهایمان ما را با شعارها و وعده های توخالی و قول و قرارهای بی اساس ، به خود مشغول ساخته اند .
مسئولان ما در طول سالیان گذشته ، وعده ی اجرای انواع طرح های زیربنایی ، از جمله تأسیس کارخانه ی خودروسازی ، ایجاد مجتمع بزرگ فولاد ، ایجاد تأسیسات پتروشیمی ، احداث کارخانه ی حوله بافی ، احداث بیمارستان 160 تختخوابی ، احداث بیمارستان خصوصی ، ایجاد منطقه ی ویژه اقتصادی ، احداث آزاد راه مراغه - هشترود ، اصلاح ساختار اداری ، ارتقاء سطح مدیریتی شهرمان به مرکزیت استان  و چندین وعده و عید دیگر را به ما داده اند بی آنکه حتی یکی از آن ها را به مرحله ی اجرا و عمل درآورند