نقدها و مقالات مطبوعاتی عباسعلی خسروداد

روزنامه‌ نگار: از 1372 تاکنون، رئیس انجمن هنر های نمایشی ( 1371)، رئیس انجمن نویسندگان مراغه از 1392 تا 1396

نقدها و مقالات مطبوعاتی عباسعلی خسروداد

روزنامه‌ نگار: از 1372 تاکنون، رئیس انجمن هنر های نمایشی ( 1371)، رئیس انجمن نویسندگان مراغه از 1392 تا 1396

شتابزدگی در داوری شرط انصاف نیست!


طبق تعریف: داوری عبارت است: از حکمی که از روی یقین بر موضوعی حمل می شود و امر و نهی به واسطه آن به تحقق می پیوندد.

عده ای هنوز نیاموخته اند که باید قبل از تحقیق، بررسی و اثبات حقیقت درباره موضوعات، رخدادها و اشخاص از هر گونه داوری و اظهارنظر خودداری کنند 

در قضیه شهرداری، عده‌ای بدون آگاهی کافی از ماهیت و حقیقت قضیه، در یک  پیش داوری شتابزده و اغلب، نادرست، تا فراسوی مرزهای محاکمه غیابی و صدور احکام سنگین در حق شهردار و اعضای شورای شهر پیش رفتند. و در درستی رأی خود پای فشردند! 

برابر قانون: اثبات جرم، باید با طی مراحل قانونی توسط محاکم قضایی انجام پذیرد. این مراحل عبارتند از: بازپرسی و تحقیقات مقدماتی در دادسرا و سپس محاکمه و صدور رای در مورد بزهکاری یا بی گناهی متهم و آنگاه، صدور حکم مجازات یا برائت وی از اتهامات وارده در دادگاه و بالاخره اجرای حکم توسط شعبه اجرای احکام؛ لذا صدور هرگونه حکمی قبل از طی این مراحل باطل و بلااثر است.

هرچند اخبار و اطلاعات منتشر شده توسط خبرگزاری‌ها و رسانه‌های جمعی و گروه ها و کانال های مجازی و همچنین رئیس و سخنگوی شورای شهر در ارتباط با موضوع مورد بحث متناقض و نا همخوان بود! به عبارتی: خبر منتشره از سوی رئیس شورا از غیبت ناگهانی شهردار و عدم حضور غیرعادی وی در محل خدمت  حکایت داشت، سخنگوی شورا از بازنشسته شدن ایشان خبر می داد و سایر خبرها و اظهار نظرها حاکی از دستگیری و بازداشت وی به اتهام تخلفات مالی بود و این تناقضات افکار عمومی را به نوعی به سردرگمی و تشویش دچار کرد؛ اما اظهار نظر و داوری های نادرست و غیر مسئولانه از سوی برخی افراد و انتشار آنها در فضاهای عمومی حاکی از ضعف اخلاق و فقدان احساس مسئولیت اجتماعی در آنان بود و دیدیم که چگونه بدون آگاهی از کم و کیفیت و حقیقت موضوع در حق متهمان گمانه زنی و اظهارنظر کردند و حکم به محکومیت آنان دادند. 

 بدیهی است که اطلاع از رخدادها، تحولات و تصمیمات مسئولان درباره مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه و طرح پرسش درباره آنها و انتظار پاسخ از سوی کارگزاران و متولیان امور، حق هر شهروندیست؛ اما داوری شتابزده و بدون شواهد و دلایل کافی در این زمینه ها به هیچ وجه منطقی نبوده و نباید قبل از اثبات هرگونه جرمی درباره آنها اظهار نظر و حکم غیابی صادر کرد.

بنابراین، لازم است قبل از هرگونه داوری درباره محیط پیرامون، به احساسات خود غلبه کنیم، افکار منفی و تحریف شده و هیجانی را به خود راه ندهیم، به سخنان هر فردی بدون بر رسی دقیق رخداد یا عمل و انگیزه اعتماد نکنیم و در نهایت، به این نکته مهم  توجه داشته باشیم که ریختن آبرو و کاستن از منزلت اجتماعی و شخصیتی افراد، شرط انصاف و اخلاق و انسانیت نیست.

عباسعلی خسروداد، بیست و هشتم دیماه 99

تبعیض و بی عدالتی آشکار در پرداخت حقوق کارمندان و بازنشستگان


غول تورم و گرانی سال هاست که گریبان قشر آسیب پذیر جامعه را گرفته و آنان را در تنگنای عسرت و تنگدستی گرفتار کرده است.


بخش قابل توجهی از حقوق بگیران به ویژه بازنشستگان، با دریافتی های نا چیز، در ردیف اقشار کم درآمد جامعه قرار گرفته اند و زندگی سختی را تجربه می کنند. تأمین معیشت و هزینه های زندگی از مهمترین مشکلات و چالش هایی است که اغلب کارمندان به ویژه بازنشستگان با آن رو به رو هستند.آنان گاهی مجبور می شوند برای تأمین هزینه های سنگین زندگی، اوقات فراغت و زمان استراحت خود را به برخی فعالیت های اقتصادی که به هیچ وجه در شأن و شخصیت اجتماعی آنان نیست اختصاص دهند!


رسیدگی به وضعیت زندگی حقوق بگیران از وظایف و الزامات اساسی دولت است و دولتمردان نباید از آن غافل شوند.


افزایش چند درصدی حقوق این قشر ضعیف و شکننده برخلاف ادعای دولت، متناسب با نرخ واقعی تورم نیست، به عبارت دیگر تورم ادعایی دولت خودرا درسبد خانواده ها نشان نمی دهد و تا آن جایی که به یاد داریم قیمت کالاها و خدمات درکشور روزبه روز افزایش می یابد.


در بحث افزایش سالیانه حقوق کارمندان شاغل و بازنشسته،در نظر گرفتن درصد یکسان برای دریافتی های با رقم های بالا و حقوق های پایین به هیچ وجه منطقی و عادلانه نیست و تداوم این روند فاصله  این دو دریافتی را سال به سال بیشتر می کند.


برای مثال:افزایش 25 درصدی حقوق های چهار میلیون تومانی در سال به یک میلیون تومان و حقوق های 20 میلیون تومانی به 5 میلیون تومان بالغ می شود و با تداوم سالانه  این افزایش، فاصله  این دو دریافتی به طور تصاعدی بیشتر و بیشتر می شود.


 برای ایجاد تعادل نسبی در بین دریافتی ها باید این درصدها برای دریافتی های با رقم اندک، بیشتر و برای دریافتی های با رقم بالا کمتر در نظر گرفته شود. این افزایش را اصطلاحا افزایش پلکانی می گویند.


حال که دولت، در تنظیم لایحه  بودجه  سالیانه به این مساله مهم  و حساس توجه نمی کند؛ وظیفه  نمایندگان مردم در خانه  ملت است که در بررسی این لایحه به نکات مورد اشاره توجه دقیق و کافی مبذول دارند و اجازه ندهند این شکاف فاحش، بین دریافتی های کم و زیاد، سال به سال عمیق تر شود.


دوست و همکار ارجمندم، جناب آقای امامزاده


باسلام و تشکر فراوان از ابراز محبتتان نسبت به حقیر، متاسفانه شماری تازه از راه رسیده بی آنکه درک صحیحی از قواعد و اخلاق روزنامه نگاری، به ویژه قواعد نقد داشته باشند به حوزه مطبوعات نفوذ کرده اند و هنوز از راه نرسیده درباره موضوعات مختلف اظهار عقیده می کنند و نوشته‌های خود را با تمام غلط های املایی و نگارشی زیر نشان مطبوعات در فضای عمومی منتشر می‌کنند؛ که مایه شرمساری جامعه رسانه‌ای است!

 این عده به خود زحمت نمی دهند با مروری در آیین نگارش و قواعد درست نویسی، نقایص نوشتاری خود را برطرف کنند و حد اقل، غلط ننویسند! اینان فقط یاد گرفته اند مغلطه کنند و به اصطلاح عامیانه در کار این و آن موش بدوانند! و با نوعی ابراز وجود و منیت، بنده و جنابعالی را که عمری را در این وادی پرمخاطره گام برداشته و تجربه کسب کرده ایم، پس بزنند و به خیال خود میدان ‌دار این عرصه شوند!

 این حضرات به طوری که از نوشته‌ها و اظهار نظر هایشان پیداست نه بزرگ و کوچک می شناسند، نه پیشکسوت را از پس کسوت تشخیص می‌دهند، نه حرمت همکاران را پاس می‌دارند و نه حقوقی برای دیگران قائلند!

 خلاصه اینان، با حرکات ناموزون و بی رویه خود عرصه رسانه شهرمان را به شدت خدشه‌دار کرده اند و آن را به قهقرا سوق داده اند! 

متاسفانه در شهر ما مسئول و متولی کارآمدی که بتواند این جامعه را ساماندهی کرده و به آن انسجام بخشد وجود ندارد! 

ایکاش کسانی از درون این جامعه پیدا می شدند و برای ساماندهی و پاکسازی آن کمر همت می بستند.

ارادتمند شما: خسروداد

یکی از عوامل مهم گرانی ها دلالان هستند


 با افزایش مهار گسیخته  و لحظه به لحظه  قیمت انواع کالاها به ویژه کالاهای اساسی و میوه در کنار مشکلات ناشی از شیوع ویروس کرونا و کاهش مداوم درآمدها، قدرت خرید مردم، به ویژه اقشار کم درآمد به شدت کاهش یافته و سبد مصرف خانوار ها روز به روز کوچکتر و کم رنگ تر می شود. برخی از صاحب نظران امور اقتصادی در تحلیل علل گرانی‌ها، به رشد نقدینگی، تداوم تحریم‌ها، افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش پول ملی تأکید می ورزند؛ اما نقش موثر دلالان و محتکران را در رشد بی رویه قیمت‌ها نا دیده می گیرند. جولان این قشر سودجو و فرصت طلب در بازار و دست به دست شدن مکرر کالاها توسط آنان، بدون هرگونه کنترل و نظارتی از سوی سازمان های ناظر، موجب می‌شود که کالاها به چندین برابر قیمت تمام شده به دست مصرف کننده برسد. کالاهای اساسی مانند برنج، روغن و حبوبات، از جمله میوه اقلامی هستند که دلالان و سلف خران، با سوء استفاده از نیاز تولیدکنندگان به نقدینگی تولیدات آنان را در هنگام برداشت محصول و گاهی حتی پیش از آن پیش خرید کرده و با دپو کردن آنها در انبارها و سردخانه ها در فرصت‌های مناسب و در اوج تقاضا به صورت قطره‌چکانی به قیمت های دلخواه در بازار عرضه می‌کنند. میوه، هم در جایگاه یکی از کالای پرمصرف و مورد نیاز برای تأمین سلامت مردم، به طریق اولی از این قاعده مستثنی نبوده و سلف خران، با عقد قرار داد و پرداخت پول نقد به کشاورزان در بزنگاه های مناسب، محصولات آنان را به ثمن بخس از دستشان خارج می‌کنند و با فروش آنها به چندین برابر قیمت خرید، ضمن کسب سودهای کلان، به گران شدن آن  دامن می زنند. تداوم این روند موجب می شود که کشاورز نگون بخت محصولی را که با هزاران زحمت و مشقت و صرف هزینه های قابل توجه برای تهیه کود، سم، لوازم کشت و کار و طی یک سال کار طاقت فرسا به دست آورده است در مقابل پشیزی ناقابل دودستی  به این قشر سودجو و فرصت طلب تقدیم کند و خود که می توانست با عرضه محصولات خویش به قیمت عادلانه به نان و نوایی برسد در اثر نبود یک سیستم کار آمد در پروسه تولید و توزیع  به ناچار و از سر استیصال تن به استثمار سوداگران سود جو می دهد و در این معامله نا عادلانه از هستی ساقط می شود.

 راهکار برون رفت از وضعیت موصوف ایجاد پل ارتباطی بین تولید کننده و مصرف کننده با قطع دست دلالان و سوداگران سود جو و به عبارتی توزیع کالا بدون واسطه از تولید به مصرف است. برای تحقق این مهم دولت می تواند با ایجاد مراکز توزیع در چند منطقه شهر مانندآنچه در آخر هر سال و شب عید انجام می دهد؛ میوه را از کشاورز خریداری و به طور مستقیم به دست مصرف کننده برساند.

ایا دولتمردان  به ویژه: مسئولان جهاد کشاورزی وصنعت، معدن و تجارت  ازجربزه و اراده چنین کاری برخوردار هستند، یا همچنان  با بی تفاوتی  و غیر مسئولانه   از کنار این مسئله مهم عبور خواهند کرد؟

چرا برحی از ما واقعیت وجود کرونا را باور نداریم؟!


وا قعیت ها را هرگز نمی توان انکار کرد. چشم بستن به واقعیت‌ها عین خطاست. واقعیت سیل، زلزله، طوفان و خسارت های مادی و معنوی ناشی از این رخداد ها را چگونه می توان باور نداشت؟ و چگونه می توان  واقعیت شیوع ویروس کرونا در سراسر جهان و کشتارهای توده ای آن را که هر روز به چشم خود می‌بینیم و در عمل تجربه می‌کنیم  باور نداشت؟ اگر همه خبرها، هشدارها، آژیرها و بوق و کرنا ها در باره خطر این ویروس منحوس را تنها یک دروغ یا شوخی فرض کنیم؛  چگومه می توانیم مرگ تأثر بر انگیز عزیزان، دوستان، همسایگان و همشهریان مان را که در اثر ابتلای به این بیماری همه روزه در جلوی چشم مان  اتفاق می‌افتد باور نکنیم؟ پر شدن بیمارستانها و مراکز درمانی از بیماران کرونایی، انباشته شدن آرامستانها از فوتی های ناشی از کرونا، اختصاص ۱۰۰ درصد تخت‌های i c u در بیمارستان ها  به بیماران کرونایی، خستگی و فرسودگی کادر درمان در اثر تلاش‌های شبانه‌روزی، خسارت های روز افزون مادی و معنوی وارد شده به جامعه، تعطیلی بسیاری از کسب و کارها در ماه‌های اخیر... همه و  همه واقعیت های تلخ و انکار ناپذیری هستند که همه ما به رأی العین می بینیم و در عمل تجربه می‌کنیم. با این وجود، چرا باور نمی کنیم که کشتارهای این هیولای بی رحم، از موج و بحران و طوفان و سونامی گذشته و به فاجعه تبدیل شده است؟! چرا باور نمی کنیم  که این غول بی شاخ و دم روزگار میلیون‌ها نفر را در سراسر کره خاکی سیاه کرده و هر روز دسته دسته از مردم قربانی می‌گیرد؟! چرا رشد مداوم آمار ابتلاها و مرگ و میر های ناشی از کرونا را نادیده می گیریم؟! چرا باور نمی کنیم که هرگونه غفلت و بی مبالاتی در رعایت پروتکل ها و دستورالعمل های بهداشتی ممکن است به نابودی میلیون‌ها انسان بی گناه در سراسر جهان بیانجامد؟! چرا نمی‌خواهیم بپذیریم که این ویروس چموش روز ‌به ‌روز وحشی تر، قدرتمندتر، مهاجم تر و خونخوار تر می شود؟! چرا باور نمی کنیم که هیچ دارویی و درمانی در این ویروس ناشناخته  کارگر نیست؟! و به هیچ وجه نمی‌توان با آن شاخ به شاخ شد و پنجه در پنجه اش افکند؟ با چه زبانی باید به ما بگویند که راه مصون ماندن از رشد و پیشروی این دشمن تا دندان مسلح: دور ماندن از دسترس آن، بستن راه های نفوذی که می تواند از آن ‌ها در ما نفوذ کرده و در اعماق وجودمان رخنه کند، تنها رعایت پروتکل ها و دستورالعمل های بهداشتی، از جمله: فاصله اجتماعی، در خانه ماندن، استفاده اصولی از ماسک و شست، شوی مداوم و ضد عفونی کردن دست ها ست؟!

باتمام این واقعیت ها چرا برخی از ما تا این اندازه نسبت به سلامت خود و جامعه خود، بی تفاوت شده ایم؟! چرا آگاهانه به پیشواز خطر می رویم؟ چرا در صدی از ما از زدن ماسک درکوچه و بازار و در مکان های عمومی خودداری می کنیم؟! اگر به خودمان رحم نمی کنیم چرا سلامت و زندگی دیگران را به خطر می اندازیم؟! چرا به فکر کادر فداکار درمان، پزشکان و پرستاران جان برکف که زندگی و آسایش خود و خانواده خودرا تماما وقف مراقبت از بیماران کرونایی کرده و می کنند و لحظه ای آرام و قرار ندارند نیستیم؟! آیا می  دانیم که اگر خدای ناکرده فداکاران عرصه سلامت باقیمانده نیرو و توان خودرا از دست بدهند چه رخداد تلخی در انتظار ماست؟

بنابر این بیایید با قبول این واقعیت که کرونا این موجود فرصت طلب از نقاط ضعف ما برای نفوذ و رخنه دراعضای حساس مان استفاده می کند در یک رستاخیز همگانی و  یک اتحاد صمیمی و تنگاتنگ، علیه این دشمن مشترک به پا خیزیم و تمام نیرو و توان خودرا برای مقابله با آن به کار گیریم؛ با این پیش فرض که تنها راه مقابله و شکست آن رعایت کامل و بی عیب و نقص یروتکل های بهداشتی است.